نام کتاب: سه شنبه ها با موری
دست اندرکاران برنامه تلویزیونی «نایت لاین» برای سومین و آخرین بار نزد موری آمدند. سومین دیدار کاملا با دفعات پیشین متفاوت بود. بیشتر شبیه مراسم تودیع بود تا مصاحبه. تد کاپل پیش از آمدن چندین بار تلفن کرده و از موری پرسیده بود، فکر میکنی از عهده اش برآیی؟
موری از این بابت زیاد مطمئن نبود، این روزها اکثر اوقات خسته و بی انرژیم. از فرط سرفه زیاد دارم خفه می شوم. اگر قادر نشدم کلمه یا کلماتی را ادا کنم، تو آنها را به جای من می گویی؟
کاپل این اطمینان را به موری داد. گزارشگر همیشه بی تفاوت، همیشه بی احساس و تکان داده ناشدنی - هم چون لنگر کشتی - برنامه
نایت لاین» سپس افزود، موری، اگر دلت نمی خواهد این مصاحبه را انجام بدهی، اشکالی ندارد. به هر حال من برای خداحافظی نزد تو خواهم امد.
مدتی پس از این گفتگوی تلفنی، موری لبخند موذیانه ای زد و گفت، دارم سرسختی و مقاومت او را می شکنم. و موری این کار را انجام داد. ایل دیگر به عنوان «یک دوست» می خواست نزد موری مراجعه کند. استاد قدیمی من قادر بود حتی از کارمندهای تلویزیون هم مهر و شفقت ارون بکشد.

صفحه 180 از 216