نام کتاب: سه شنبه ها با موری
یازدهمین سه شنبه موضوع مورد بحث: آداب و سنن
* «محکم تر به او ضربه بزن.» من به پشت موری ضربه می زدم.
محکم تر. به پشتش ضربه زدم.
نزدیک شانه هایش... حالا کمی پایین تره
موری لباس خواب پوشیده و روی تختخواب به پهلو دراز کشیده بود. سرش در مجاورت بالش داغ شده بود. دهانش باز بود. فیزیوتراپیست به من آموزش داد که چگونه با ضربه زدن به پشت موری از متراکم شدن خلط در ریه هایش جلوگیری کنم - خلطها باید روان می شدند. موری دیگر به طور منظم به این ضربه ها احتیاج داشت، برای متراکم نشدن زهر بیماری، برای نفس کشیدن
موری با صدایی بریده بریده گفت : من... همیشه... می دانستم... که تو می خواستی... من را بزنی...)
من هم چنان که با مشت ضرباتی روی پوست سفید هم چون گچ او وارد می آوردم، به شوخی پاسخ دادم، آره، این به خاطر آن نمره ب ای است که سال دوم به من دادی! کتک بخور

صفحه 171 از 216