در مورد اهمیت پروژه ای که هر دو نفر شما در دست دارید، صحبت می کند، و این که باید زمانهایی را به این امر اختصاص بدهد و تمرکز داشته باشد. من فکر می کنم که این کار به او معنا و مفهوم با ارزشی...» |
شارلوت مجددا به دور دست ها خیره شد، گوش دادن به صدایی - از - جایی دیگر. من خبر داشتم که موری دیگر شب های سختی را می گذرانده و حتی نمی خوایده، این بدان معنی بود که شارلوت نیز شب زنده داری می کرده. بعضی شبها موری دراز می کشید و بدون اینکه بخوابد، ساعت ها سرفه می کرد . تا وقتی که خلط از گلویش خارج شود. پرستارها دیگر شبها نیز در کنارش بودند. مراجعه کنندگان موری، دانشجویان قدیمی، استادان همکار و مربی های مدیتیشن، تمام روز در داخل و خارج خانه مدام قدم می زدند و انتظار می کشیدند. بعضی روزها موری یک دوجین مراجعه کننده داشت و آنها درست زمانی در کنار موری بودند که شارلوت نیز از سر کار برمی گشت. شارلوت با این قضیه با صبر و گذشت کنار می آمد، گرچه که همه این افراد غریبه لحظات گرانبهای در کنار هم بودی شارلوت و موری را به خود اختصاص می دادند.
شارلوت ادامه داد:
معنا و مفهوم با ارزش... بله. و این خیلی خوب است. می دانی که.» من گفتم، امیدوارم.
کمک کردم تا خریدهای تازه را در یخچال جا دهیم. اوپن آشپزخانه پر بود از انواع یادداشت ها، پیغام ها، اطلاعات، نسخه های پزشکی؛ و میز آشپزخانه نیز بیش از پیش پر از شیشه های حاوی قرص - پلستون برای آسم او، آتیوان برای کمک به خواب او، ناپروکسین برای عفونت - به اضافه شیرخشک مخلوط، و مسهل برای راحت تر کارکردن روده ها. از
.
3. Naproxen
2. Ativan
1. Selestone
شارلوت مجددا به دور دست ها خیره شد، گوش دادن به صدایی - از - جایی دیگر. من خبر داشتم که موری دیگر شب های سختی را می گذرانده و حتی نمی خوایده، این بدان معنی بود که شارلوت نیز شب زنده داری می کرده. بعضی شبها موری دراز می کشید و بدون اینکه بخوابد، ساعت ها سرفه می کرد . تا وقتی که خلط از گلویش خارج شود. پرستارها دیگر شبها نیز در کنارش بودند. مراجعه کنندگان موری، دانشجویان قدیمی، استادان همکار و مربی های مدیتیشن، تمام روز در داخل و خارج خانه مدام قدم می زدند و انتظار می کشیدند. بعضی روزها موری یک دوجین مراجعه کننده داشت و آنها درست زمانی در کنار موری بودند که شارلوت نیز از سر کار برمی گشت. شارلوت با این قضیه با صبر و گذشت کنار می آمد، گرچه که همه این افراد غریبه لحظات گرانبهای در کنار هم بودی شارلوت و موری را به خود اختصاص می دادند.
شارلوت ادامه داد:
معنا و مفهوم با ارزش... بله. و این خیلی خوب است. می دانی که.» من گفتم، امیدوارم.
کمک کردم تا خریدهای تازه را در یخچال جا دهیم. اوپن آشپزخانه پر بود از انواع یادداشت ها، پیغام ها، اطلاعات، نسخه های پزشکی؛ و میز آشپزخانه نیز بیش از پیش پر از شیشه های حاوی قرص - پلستون برای آسم او، آتیوان برای کمک به خواب او، ناپروکسین برای عفونت - به اضافه شیرخشک مخلوط، و مسهل برای راحت تر کارکردن روده ها. از
.
3. Naproxen
2. Ativan
1. Selestone