________________
شهرکتاب ( nbookcity . com )
پنجمین سه شنبه / ۱۳۱
به آنها صحبت کرده ایم، نیز مهم تر باشد، هرچند که آنها هم به نوبه خود مهم هستند، اما خانواده بحث دیگری است.
حقیقت امر این است که اگر امروز خانواده وجود نداشته باشد، هیچ بنیانی، هیچ زمین محکم و مطمئنی وجود نخواهد داشت که مردم قادر باشند روی آن بایستند. این مطلب وقتی برای من روشن شد که مریض شدم. اگر تو حمایت، عشق، توجه و نگرانی خانواده ات را نداشته باشی، تو ابدا هیچی هیچی نداری. عشق بی نهایت مهم است. همان طوری که شاعر بزرگمان اودناگفته: «یا عاشق یکدیگر باشید یا بمیرید.»
من فورأ آن شعر را یادداشت کردم، یا عاشق یکدیگر باشید با بمیرید.»، اودن آن را سروده؟
موری گفت:
یا عاشق یکدیگر باشید، یا بمیرید. قشنگ است، نه؟ و حقیقت محض است. بدون عشق ما پرنده هایی شکسته بالیم.
حالا فرض کن اگر من متارکه کرده بودم، یا تنها زندگی می کردم، یا فرزندی نداشتم، آنوقت این بیماری که دارم با آن دست و پنجه نرم می کنم تا به نتایجی برسم - خیلی خیلی دشوارتر می شد. واقعا نمی دانم که آیا می توانستم از عهده اش برآیم یا نه. صدالبته که مردم، دوستان، و همکاران برای دیدار من می آمدند، اما این ها، خط داشتن کسی را که هرگز از تو جدا نشود، پر نمی کرد. کسی که دایم مراقب تواست، نگران تواست، چشمش به تو است، و تمام وقت دارد تو را نگاه می کند.
این فقط بخشی از اهمیت خانواده است، نه فقط عشق؛ بلکه، این که تو به بقیه این احساس را منتقل کنی و به آنها اجازه بدهی که بدانند کسی وجود دارد که نگاهش به آنهاست: همان چیزی که من با مرگ مادرم از دست دادم - من به این مبحث میگویم: امنیت معنوی، امنیت جان و روح
1. Auden
شهرکتاب ( nbookcity . com )
پنجمین سه شنبه / ۱۳۱
به آنها صحبت کرده ایم، نیز مهم تر باشد، هرچند که آنها هم به نوبه خود مهم هستند، اما خانواده بحث دیگری است.
حقیقت امر این است که اگر امروز خانواده وجود نداشته باشد، هیچ بنیانی، هیچ زمین محکم و مطمئنی وجود نخواهد داشت که مردم قادر باشند روی آن بایستند. این مطلب وقتی برای من روشن شد که مریض شدم. اگر تو حمایت، عشق، توجه و نگرانی خانواده ات را نداشته باشی، تو ابدا هیچی هیچی نداری. عشق بی نهایت مهم است. همان طوری که شاعر بزرگمان اودناگفته: «یا عاشق یکدیگر باشید یا بمیرید.»
من فورأ آن شعر را یادداشت کردم، یا عاشق یکدیگر باشید با بمیرید.»، اودن آن را سروده؟
موری گفت:
یا عاشق یکدیگر باشید، یا بمیرید. قشنگ است، نه؟ و حقیقت محض است. بدون عشق ما پرنده هایی شکسته بالیم.
حالا فرض کن اگر من متارکه کرده بودم، یا تنها زندگی می کردم، یا فرزندی نداشتم، آنوقت این بیماری که دارم با آن دست و پنجه نرم می کنم تا به نتایجی برسم - خیلی خیلی دشوارتر می شد. واقعا نمی دانم که آیا می توانستم از عهده اش برآیم یا نه. صدالبته که مردم، دوستان، و همکاران برای دیدار من می آمدند، اما این ها، خط داشتن کسی را که هرگز از تو جدا نشود، پر نمی کرد. کسی که دایم مراقب تواست، نگران تواست، چشمش به تو است، و تمام وقت دارد تو را نگاه می کند.
این فقط بخشی از اهمیت خانواده است، نه فقط عشق؛ بلکه، این که تو به بقیه این احساس را منتقل کنی و به آنها اجازه بدهی که بدانند کسی وجود دارد که نگاهش به آنهاست: همان چیزی که من با مرگ مادرم از دست دادم - من به این مبحث میگویم: امنیت معنوی، امنیت جان و روح
1. Auden