می شود مرتکب شد؛ و اگر قرار است به خاطر گناهی که آدم نکرده است کیفری ببیند، ناچار خود گناه را هم پس از چشیدن کیفر باید بکند تا حسابش پاک باشد. و حالا نه تنها او ، بلکه همه ی رهبران و سران حزب به این اصل معتقدند و درباره ی هر آدم حزبی ایرادگیر و غرغرو ناراحت این نسخه را می دهند که «بگذار چند صباح به زندان بیفتد. خودش آدم خواهد شد.» و به این طریق به زندان افتادن نه تنها یک سابقه ی خدمت حزبی شده، بلکه برای حزبی شدن، نسخه ای مجرب تر از این، نه به نظر خدادادخان رسیده است و نه به نظر هیچ یک از افراد «دستگاه رهبری» و محافل «بسیار بالاتر».
درست است که این نسخه درباره ی خود خدادادخان هم موثر افتاده است. اما از این نظر که سابقه ی خدمت درخشانی برای او باشد، نه تنها دیگران بلکه خود او هم شک دارد. و به این علت گذشته از دستور حزب که هر مومن به مکتب را وادار به «قطع رابطه با گذشته» می کند، خدادادخان حتی از این نظر هم که شده هرگز حاضر به یاد آوری گذشته ها نیست. حالا که به عضویت کمیته ی مرکزی انتخاب شده است کم کم به این مطلب دارد پی می برد که اگر در اوایل کار حزب آن «پوزیسیون کریتیک» را گرفته بوده است، شاید هم به خاطر این بوده است که از تحمل نگاه های هم زنجیران زندان دیروز خود و رهبران فعلی که آن وقایع میان شان گذشته و آن حرف و سخن ها را با او داشته اند، فراری بوده است.
اما با همه ی این ها گذشته، گذشته است . و خدادادخان هم از نظر قطع رابطه با گذشته راسخ ترین فرد
درست است که این نسخه درباره ی خود خدادادخان هم موثر افتاده است. اما از این نظر که سابقه ی خدمت درخشانی برای او باشد، نه تنها دیگران بلکه خود او هم شک دارد. و به این علت گذشته از دستور حزب که هر مومن به مکتب را وادار به «قطع رابطه با گذشته» می کند، خدادادخان حتی از این نظر هم که شده هرگز حاضر به یاد آوری گذشته ها نیست. حالا که به عضویت کمیته ی مرکزی انتخاب شده است کم کم به این مطلب دارد پی می برد که اگر در اوایل کار حزب آن «پوزیسیون کریتیک» را گرفته بوده است، شاید هم به خاطر این بوده است که از تحمل نگاه های هم زنجیران زندان دیروز خود و رهبران فعلی که آن وقایع میان شان گذشته و آن حرف و سخن ها را با او داشته اند، فراری بوده است.
اما با همه ی این ها گذشته، گذشته است . و خدادادخان هم از نظر قطع رابطه با گذشته راسخ ترین فرد