نام کتاب: زن زیادی
به زندان افتادن او را بر اثر یک تصادف و یا یک کلمه اشتباه نمی دانند، اما همه شان اعتراف دارند که او مستوجب این همه عذاب زندان نبوده است.
چند خبر و مقاله ی کوچک در مجله چاپ کردن و یکی دو کتاب را به این و آن رساندن، ابدا مستوجب چنین عقوبتی نبوده است. همه ی رفقا به این مطلب اذعان دارند. همه این مطلب را می دانسته اند که در مقابل اعتراف های شاید وهن آور او - البته به قول دشمنانش - سکوت اختیار کرده اند.
نه تنها حالا که او دیگر عضو کمیته ی مرکزی است و ناچار همه ی این خاطرات درباره ی او از همه مغزها باید سترده شود، حتی در آن ایام هم، در زندان که بودند، رفقا او از رفتار و از ناراحتی های او زیاد دلخور نمی شده اند و به او هر بد و بی راهی که می گفته است، حق می داده اند. بعضی هاشان حتی از او خجالت هم می کشیده اند. خود خدادادخان حالا بهتر از هر کس این مطلب را می داند. اما خوشبختانه اوضاع بدجوری برگشته است که او نه تنها گله و شکایتی از این قصاص ندارد، که در آن پنج سال چشیده است، حتی در درون خود ناراضی است که چرا او هم مثل دیگران فعالیتی، و از نظر دولت وقت «تقصیری» نکرده بوده است تا گرفتار شود. خدادادخان حالا پس از این که پنج سال آزگار بی این که گناهی کرده باشد، کیفری به آن سختی چشیده، به این اصل رسیده است که وقتی در مملکتی قصاص قبل از جنایت می کنند، پس جنایت را هم پس از قصاص

صفحه 88 از 161