آجیل فروش، هنوز کلاهش را به سر داشت و این بار یخه اش بسته بود. پاکت را باز کرد و عکس ها را که در می آورد، قیافه ی بچه هایی را داشت که سرسری پی بهانه می گردند. ولی یک مرتبه قیافه اش عوض شد.
خون به صورت ش دوید و بلند شد و دو سه بار به صورت خندان مرد عکاس که با شادی و انتظار، او را می نگریست چشم انداخت. و باز به عکس ها خیره شد که در دستش زیر و رویشان می کرد و چیزی نمانده بود که آن ها را خرد کند و وقتی حالش به جا آمد، پرسید:
- آخه این موها...این موهای بغل صورتم... آخه من که...من
و عکاس که از خوشحالی جانش به لبش رسیده بود، با دست به روتوش کننده اشاره کرد که همان طور سرش را توی دستگاهش برده بود و پارچه ی سیاهی سر او را و دستگاه را می پوشاند و خرت خرت مدادش همین طور بلند بود.
آجیل فروش به طرف او حرکت کرد، ولی جلوی خود را گرفت و از همان جا که ایستاده بود، مثل این که می خواهد چیزی بگوید چند بار من من کرد:
- چقدر شما با معرفتین...
و عکس ها را به عجله توی پاکت گذاشت و دست گرمی به مرد عکاس داد.
دستی هم روی دوش آن که روتوش می کرد زد، و دم در ایستاد و رو به مرد عکاس و آن دیگری گفت:
- قربان معرفت آقایون. اجر شماهام فراموش نمی شه.
و وقتی از در بیرون می رفت انگار دنبال شاگرد عکاس می گشت که شاگردانی کلانی برایش در نظر گرفته بود .
خون به صورت ش دوید و بلند شد و دو سه بار به صورت خندان مرد عکاس که با شادی و انتظار، او را می نگریست چشم انداخت. و باز به عکس ها خیره شد که در دستش زیر و رویشان می کرد و چیزی نمانده بود که آن ها را خرد کند و وقتی حالش به جا آمد، پرسید:
- آخه این موها...این موهای بغل صورتم... آخه من که...من
و عکاس که از خوشحالی جانش به لبش رسیده بود، با دست به روتوش کننده اشاره کرد که همان طور سرش را توی دستگاهش برده بود و پارچه ی سیاهی سر او را و دستگاه را می پوشاند و خرت خرت مدادش همین طور بلند بود.
آجیل فروش به طرف او حرکت کرد، ولی جلوی خود را گرفت و از همان جا که ایستاده بود، مثل این که می خواهد چیزی بگوید چند بار من من کرد:
- چقدر شما با معرفتین...
و عکس ها را به عجله توی پاکت گذاشت و دست گرمی به مرد عکاس داد.
دستی هم روی دوش آن که روتوش می کرد زد، و دم در ایستاد و رو به مرد عکاس و آن دیگری گفت:
- قربان معرفت آقایون. اجر شماهام فراموش نمی شه.
و وقتی از در بیرون می رفت انگار دنبال شاگرد عکاس می گشت که شاگردانی کلانی برایش در نظر گرفته بود .