نام کتاب: زن زیادی
مسئول تشکیلات بوده است. و بعضی از دوستان او که نتوانسته اند موفقیت های او را داشته باشند، عقیده دارند که اگر او پیش از این که به محافل «نیمه سیاسی و نیمه دوستانه» پا باز نمی کند به کمیته ی مذهبی راه یافته است، مسلما به این علت بوده است که در آن یکی دو سال، مقدمات کار خود را فراهم کرده بوده است. و برای این استنتاج خود دلیل هم می آورند که مثلا چرا با وجود این که در اوایل به «پوزیسیون کریتیک» خود می بالیده است اجازه داده بوده است فلان همکار حزبی اش را به همین اتهام از آن ایالت شمالی اخراج کنند. و یا چرا فلان مسئول «تشکیلات دهقانان» به دستور او از ایجاد اتحادیه در برخی از روستاها خودداری کرده بوده است. و یا چرا در عکس هایی که از آن زمان او باقی است کلاه پوستی بلند به سر دارد و یا ششلول بسته است و یا با فلان «قوماندان» بازو به بازو عکس انداخته است...
البته به هیچ کدام از این ایرادها و انتقاد هایی که آدم های منفی باف حزب می کنند نمی توان اعتماد داشت. اما آن چه مسلم است این که دوست تازه نماینده شده ی خدادادخان که پیش او «پسیکولوژی ده فول» می خواند، مالک همان روستاهایی است که این شایعات درباره شان سر زبان هاست.
ولی حتی این حقیقت مسلم را هم نمی توان به عهده ی خدادادخان دانست. چون ممکن است همان دوست او - که یکی از روزنامه های محلی انتخاب شدنش را با کمک «قوماندان» ها دانسته بود - شخصا باعث اخراج

صفحه 100 از 161