نام کتاب: زمانی برای کشتن
بولارد سخنان وکیل مدافع را قطع کرد و گفت: «این امکان ندارد. درخواست شما را رد می کنم. تا آنجا که می دانم قربانی هنوز در وضعیت بحرانی بسر می برد. اگر او فوت کند، نکات دیگری هم به فهرست اتهامات متهمین افزوده خواهد شد. » « عالیجناب، پس در این صورت درخواست تشکیل یک جلسه ی دادرسی برای رسیدگی به تقاضای قرار وثیقه در چند روز آینده را دارم، به این امید که حال قربانی در روزهای آینده بهبود یابد. » بولارد، تندیل را برانداز کرد و پیش خود گفت: «فکر خوبی است! » آنگاه اظهار داشت: « موافقت می شود، جلسه ی رسیدگی به تقاضای قرار وثیقه، روز دوشنبه ی آینده بیستم ماه مه در همین سالن تشکیل خواهد شد. متهمین تا آن زمان در زندان و تحت مسئولیت کلانتر کانتی بسر خواهند برد. ختم جلسه را اعلام می کنم. » بولارد با چکش روی میز جلوی خود کوبید و سپس از سالن بیرون رفت. معاونین کلانتر به دست های کاب و ویلارد دستبند زدند، آنها را از اتاق کنار سالن گذراندند، از پله های پشت ساختمان پایین بردند، از جلوی خبرنگاران عبور دادند و در یک اتومبیل گشت پلیس نشاندند. جلسه ی مقدماتی تنها بیست دقیقه طول کشیده بود. جلسات دادگاه بولارد همیشه این چنین بود. در دادگاههای او، فرشته ی عدالت وقت زیادی تلف نمی کرد.

صفحه 93 از 765