نام کتاب: زمانی برای کشتن
كاب از بیخ گلو فریاد زد: « نفهمیدم، تو چکار کردی؟ » ویلارد بی اختیار بدنش را جمع کرد و لرزه بر اندامش افتاد. بولارد داد زد: « ساکت باشید! » و با چکش روی میز زد. تندیل موکلینش را آرام کرد و به آنها هشدار داد. « آیا حقوق قانونی آقای ویلارد را به ایشان گوشزد کردید؟ » « بله. » « آیا ایشان خوب متوجه شد؟ » « بله. » « آیا تأییدیه ی امضا شده ای در این مورد در دست دارید؟ » « بله. » « در جلسه ی بازجویی آقای ویلارد چه کسانی حضور داشتند؟ » « دو تن از معاونین کلانتر، آقای ردی مأمور تجسس، و ستوان گریفین از پلیس گشت راه می سی سی پی و خود من. » « آیا صورتجلسه و متن اعترافات متهم را همراه دارید؟ » « بله. »

صفحه 90 از 765