نام کتاب: زمانی برای کشتن
ولی این نوع جلسات برای جیک فرصت خوبی بود تا بتواند با استراتژی دادستان یا وکیل طرف مقابل آشنا شود. معمولا تندیل نیز بر تشکیل این نوع جلسات تأكید داشت. « کدام کافه؟ » « کافه ی هیوز. » « عامل اطلاعاتی شما در آنجا به چه نتیجه ای رسید؟ » « او به گوش خود شنید که چطور متهمین حاضر، یعنی کاب و ویلارد، در مورد جنایت خود لاف می زدند و رجز می خواندند. » بیلی ری و همدستش نگاهی به هم انداختند. این عامل اطلاعاتی چه کسی بود؟ آن دو، چیز زیادی از آنچه در کافه ی هیوز اتفاق افتاده بود، به خاطر نداشتند. « بعد چه شد؟ « ما کاب و ویلارد را بازداشت کردیم و ماشین پیکابی را که به نام بیلی ری کاب سند خورده است بازرسی کردیم. » « چیزی هم پیدا کردید؟ » « بله، یک تی شرت پیدا کردیم. » « این تی شرت به چه کسی تعلق دارد؟ »

صفحه 88 از 765