نام کتاب: زمانی برای کشتن
« حالش چندان خوب نیست. پزشکان هنوز مطمئن نیستند که زنده می ماند یا نه.» « بعد از انتقال کودک به بیمارستان چه رخ داد؟ » « بر اساس اطلاعات موجود، به فرد خاصی ظنین شدم. » « چه اقدامی کردید؟ » « به یکی از عوامل مطمئن اطلاعاتی خود مراجعه کردم و از او خواستم تا به یک کافه ای مشخص برود و در آنجا سر و گوشی آب بدهد. » چایلدرز وارد جزئیات نشد؛ بخصوص در دادگاهی که ریاست آن را بولارد به عهده داشت، صلاح نمی دید وارد جزئیات شود. این موضوع را، هم جیک خوب می دانست و هم تندیل. بولارد معمولا همه ی پرونده ها را به دادگاه شهرستان محول می کرد و بنابراین جلسه ی مقدماتی فرمالیته ای بیش نبود. هیچ فرقی نمی کرد، محتویات پرونده هرچه که بود، بولارد همیشه بدون توجه به مستندات و مدارک موجود در پرونده در هر حال همان تصمیم همیشگی را می گرفت. حتی اگر ادله ی موجود کافی نبود، باز هم بولارد از آزاد کردن متهم خودداری می کرد. او می خواست به هر قیمت که شده دوباره انتخاب شود، در صورتی که مردان و زنان عضو هیئت منصفه ی دادگاه شهرستان نیازی به این کار نداشتند. بولارد می دانست که مردم از آزادی مجرمین، حتى اگر موقت هم باشد، خشمگین می شوند. بنابراین اکثر وکلای مدافع پرونده های جزایی در کانتی، از تشکیل جلسات دادگاه مقدماتی به ریاست بولارد صرف نظر می کردند،

صفحه 87 از 765