«کلانتر، آیا دیروز بعد از ظهر گزارش تلفنی در مورد گم شدن یک کودک به دفتر شما
رسید؟ »
« بله، حدود ساعت چهار و نیم. »
« بعد از دریافت گزارش
چه اقدامی انجام دادید؟ »
« معاون خود ویل هاستینگز را نزد گوان و کارل لی، والدین دخترک فرستادم. »
« محل سکونت این خانواده کجاست؟ »
کنار جاده ی کرافت رود، پشت فروشگاه بیتز که مواد غذایی می فروشد. »
« معاون شما در آنجا با چه کسی صحبت کرد؟ »
« با مادر دخترک، یعنی همان کسی که به ما تلفن کرده بود. بعد هم هاستینگز اقدام به جستجو برای یافتن کودک گمشده کرد. »
آیا کودک را پیدا کرد؟ »
« خیر، ولی وقتی به خانه ی آنها برگشت، متوجه شد که چند نفر از ماهیگیران دخترک
را پیدا کرده و به خانه آورده بودند. »
«کودک در چه وضعی بود؟ »
« او را کتک زده و آزار داده بودند. »