نام کتاب: زمانی برای کشتن
تندیل از جا برخاست: « خیر عالیجناب، به عنوان وکیل متهمین درخواست ادامه ی جلسه را دارم. » « بسیار خوب، من اینجا احضاریه ی تایید شده ای در دست دارم که در آن، کلانتر فورد کانتی موکلین شما را به آدم ربایی، ضرب و جرح مقرون به آزار، و تجاوز به یک دختر صغیر متهم کرده است. آقای چایلدرز، نخستین شاهد خود را معرفی کنید. » « عالیجناب! دادستان، کلانتر اوزی والز را به جایگاه شهود فرا می خواند. » جیک همراه با چند وکیل دیگر در جایگاه هیئت منصفه نشسته بود. همه ی آنها طوری رفتار می کردند که گویی به مطالعه ی اسناد بسیار مهمی مشغولند. اوزی مراسم سوگند را بجا آورد و سپس در جایگاه شهود که در سمت چپ بولارد، حدود دو متر آن طرف تر از محل هیئت منصفه قرار داشت، نشست. « لطفا نام خود را بگویید. » « اوزی والز. » « آیا شما کلانتر فورد کانتی هستید؟ » « بله. » بولارد غرغرکنان و در حالی که اوراق پرونده را ورق می زد گفت: «خودم می دانم ایشان کیست. »

صفحه 84 از 765