نام کتاب: زمانی برای کشتن
« من پشت فرمان نبودم. » « برای برگشتن به کالتون از چه وسیله ی نقلیه ای استفاده کردید؟ » ویلارد دوباره مکث کرد و به انگشتان پایش خیره شد: «فکر می کنم دیگه نمی خوام چیزی بگم. » | اوزی تکمه ی دیگری را فشار داد و بلافاصله صدای ضعیفی که از موتور ضبط صوت بر می خاست خاموش شد. نفس عمیقی کشید و به ویلارد خیره شد: «قبلا در زندان پارچمن بوده اید؟ » زندانی به علامت منفی سرش را تکان داد. « می دانید چند تا کاکاسیاه آنجا زندانی هستند؟ » ویلارد دوباره سرش را بالا انداخت. « تقریبا پنج هزار نفر. حالا یک سوال دیگر: می دانید چند تا سفید پوست در پار چمن زندانی هستند؟ » « نه. » « تقریبا هزار نفر. »

صفحه 72 از 765