نام کتاب: زمانی برای کشتن
حرفهای روانپزشک گوش نمی داد، اما چکمه های دکتر، نظر او را همچنان به خود جلب کرده بود. لوسن محتاطانه زیر نظر گرفت و منتظر ماند تا سیسکو به طرف او نگاه کند. بیس همچنان وراجی می کرد و بالاخره سیسکو هم سرش را برگرداند. ابتدا به کارل لى، بعد به باکلی سپس به یکی از خبرنگارانی که در ردیف جلو نشسته بود نگاه کرد و سرانجام نگاهش با نگاه پیر مرد ریشویی تلافی کرد که چند سال پیش به او هشتاد هزار دلار پول داده بود تا به وظیفه اجتماعی و مدنی خود عمل کرده و رأی منصفانه و عادلانه ای صادر نماید. سیسکو و لوسین یکدیگر را ورانداز کردند و لبخند محو و زودگذری بر لبان هر دو نقش بست. در چشمان لوسین این بار با حرکت لب و بی آنکه صدایی از دهانش خارج شود، پرسید: «چقدر پول می خوای؟» کلاید دوباره نگاه خود را بر جایگاه شهود متمرکز کرد، اما چند ثانیه بعد نگاهش دوباره متوجه لوسین شد. لوسین این بار با حرکت لب و بی انکه صدایی از دهانش خارج شود، پرسید: «چقدر پول می خواهی؟» سیسکو در حالی که به بیس می نگریست، در مورد یک حق الزحمه عادلانه به فکر فرو رفت. آنگاه دوباره به لوسین نگاه کرد، چانه اش را خاراند، پنج انگشتش را جلوی صورتش گرفت و سرفه کرد. کمی بعد دوباره سرفه ای کرد و وانمود کرد که به حرف های شاهد گوش می دهد. لوسین از خود پرسید: «منظورش چقدر است؟ پانصد یا پنج هزار ؟ » البته سیسکو را می شناخت و می دانست که حتما به پانصد دلار قانع نخواهد بود. پس لابد منظورش پنج هزار دلار بوده، یا شاید هم پنجاه هزار دلار؟ مبلغ مورد درخواست سیسکو برای لوسین مهم نبود. ویلینکس حاضر بود برای پیروزی در این محاکمه هر مبلغی بپردازد. ا نوز تا ساعت ده و نیم، صد بار شیشه عینکش را تمیز کرد و ده فنجان قهوه خورد. فشار مثانه او را رنج می داد: «نیم ساعت تنفس. جلسه رأس ساعت یازده ادامه خواد یافت.» با چکش روی میز زد و با عجله برای رفتن به توالت از سالن خارج شد. بیس با حالت عصبی پرسید: «تا اینجای کار چطور بودم؟» و در پی جیک و لوسین به کتابخانه دادگاه که در طبقه دوم قرار داشت، رفت. بریگانس پاسخ داد: «بد نبود. ولی اینقدر چکمه هایت را به نمایش نگذار.» لوسین بار هم با اصرار گفت: «چرا. چکمه ها مهمند.»| بیس ملتمسانه گفت: «من به یک مشروب احتیاج دارم.» ویلینکس گفت: «من هم همینطور. پیشنهاد می کنم سریعا سری به دفتر بزنیم. بیس با خوشحالی گفت: «چه فکر خوبی.»

صفحه 680 از 765