نام کتاب: زمانی برای کشتن
« به خانم بگویید میل ندارم مورد ایشان را بپذیرم. » « ولی او به وکیل احتیاج دارد. امروز بعد از ظهر پسرش باید در دادگاه حاضر شود. » « ایشان می توانند به جک تیندیل که وکیل تسخیری است مراجعه کنند. تیندل وكیل خوبی است و حتما برای ایشان وقت کافی دارد. » اتل مطلب را برای خانم ویلارد بازگو کرد، سپس گفت: «خانم ویلارد مایل است که شخص شما وكالت پسرشان را به عهده بگیرید. شنیده است که شما بهترین وکیل کیفری در فورد کانتی هستید. » در لحن صدای اتل به وضوح شیطنت و طعنه ای پنهان وجود داشت. « در این مورد کاملا حق به جانب اوست. اما با این حال مایل به پذیرش ایشان نیستم. اوزی به ویلارد دستبند زد، او را از راهرو گذرانید و به دفتر زندان برد. در آنجا دوباره دستبندش را باز کرد و با اشاره ی دست او را به نشستن بر روی صندلی چوبی ای که

صفحه 68 از 765