نام کتاب: زمانی برای کشتن
بیس از تمام اصطلاحات تخصصی و تمام قدرت بیانش برای توضیح این موضوع بغرنج که جنگ ویتنام چه آثار و عواقبی بر اعصاب و روان کارلی گذاشته است، استفاده کرد. سخنانش مؤثر و شیوا بود. بیس به کابوسهایی که کارل لی از سالها پیش به آنها گرفتار بود اشاره کرد. کارل لی تاکنون اهمیتی برای این کابوس ها قائل نبود، اما اکنون ناگهان چنین به نظر می رسید که آنها بسیار حایز اهمیتند. «آیا آقای هیلی در مورد جنگ، صریح و بی پرده سخن گفت؟» دکتر بیس گفت: «در ابتدای کار، خیر.» و سپس مفصل و با شرح جزئیات توضیح داد که چگونه موفق شده است از کارل لی که دارای روح و روانی بغرنج و پریشان، زخم دیده و بی ثبات است، جزئیاتی در مورد ویتنام کسب کند. کارل لی از چنین بحثی با دکتر بیس بی اطلاع بود، اما بر حسب وظیفه ای که جیک به عهده اش گذاشته بود، چهره ای غم انگیز و پردرد به خود گرفت و برای نخستین بار از خود پرسید که نکند واقعا پیچ و مهره های مغزش کمی شل شده باشد. | یک ساعت تمام جنگ خاور دور با دیگر، و این بار در سالن دادگاه، به وقوع پیوست و پیامدهای روانی و عصبی آن بر متهم با وضوح تمام تشریح گردید. پس از آن، جیک تصمیم گرفت موضوع را عوض کند. در حالی که سرش را می خاراند، گفت: «آقای دکتر ... آیا مطلب مهم دیگری هم در ارتباط با وضعیت روانی و دماغی موکل من وجود دارد؟ » «خیر، البته به استثنای ماجرای تجاوز به دخترش؟ » آیا در این مورد هم کارل لی صحبت کردید؟» بله، در هر سه جلسه مفصلا در این مورد بحث کردیم.» لطفا برای هیئت منصفه توضیح دهید که ماجرای این تجاوز چه تأثیراتی بر کارل لی هیلی داشته است.» دکتر بیس دستی به چانه اش کشید و در حالی که به نظر نامطمئن می رسید، گفت: «آقای بریگانس، راستش رو بخواهید، توضیح دقیق پیامدهای این ماجرا برای آقای هیلی وقت زیادی می طلبد.» جیک مکثی نمود و وانمود کرد که درباره گفته دکتر بیس به فکر فرو رفته است: «آیا می توانید موضوع را برای هیئت منصفه به صورت فشرده و جمع بندی شده بیان کنید؟ » بیس با حالتی جدی سری تکان داد و گفت: «سعی می کنم.» حوصله لوسین از اظهارات روانپزشک سر رفت و توجهش را به اعضای هیئت منصفه معطوف کرد، به این امید که شاید بتواند با کلاید سیسکو از طریق نگاه تماس برقرار کند. سیسکو مدتی بود که دیگر به

صفحه 679 از 765