زندان پارچمن کرد. بیس به درخواست لوسین در دومین محاکمه هم همین چکمه ها را به پا کرد، ولی محاکمه، این بار هم با محکومیت متهم خاتمه یافت. اما لوسین همچنان معتقد بود که چکمه ها برای بیس شانس و اقبال می آورند. جیک از این چکمه های لعنتی خوشش نمی آمد. لوسین گفته بود: «این چکمه ها مورد توجه هیئت منصفه قرار خواهد گرفت.» ولی جیک معتقد بود که: «چرم گرانقیمت شتر مرغ، در آنها دافعه ایجاد می کند.» لوسین گفته بود: «آنها احمق تر از آنند که تفاوت چرم معمولی و چرم شترمرغ را بفهمند.» ولی جیک قانع نشده بود. لوسین اعتقاد داشت که: «ردک ها به کسی که چکمه می پوشد اعتماد می کنند.» و بریگانس هم پاسخ داده بود: «بسیار خوب، پس لااقل یک چکمه معمولی بپوشد که کمی هم گل و کثافت به پاشنه هایش چسبیده است. مردم اینجا از اینجور چکمه ها بیشتر خوششان می آید.» اما لوسین اعتراض کرده بود که: «ولی چکمه معمولی با این کت و شلوار گرانقیمت جور در نمی آید.» به هر حال، اکنون بیس پای راستش را روی زانوی چپش انداخته و چکمه های فوق الذکر را در معرض تماشا گذاشته بود. به چکمه هایش نظری افکند و لبخندی زد، سپس به هیئت منصفه نگاه کرد و دوباره لبخند زد. روح آن شتر مرغ بیچاره حتما از اون و این نمایش جالب راضی بود. جیک نگاهش را از یادداشتهایش برداشت و متوجه شد که نوک چکمه های بیس از نرده جایگاه شهود بیرون زده است. بیس با نگاهی تحسین آمیز به چکمه اش نگاه کرد و اعضای هیئت منصفه با نگاه های سردی او را ورانداز می کردند. جیک سینه ای صاف کرد و کتابچه اش را ورق زد.
لطفا خود را معرفی کنید » روانپزشک گفت: «نام من دکتر دبلیو.تی.بیس است.» دیگر به چکمه هایش توجهی نداشت، بلکه جیک را نگاه می کرد و در صورتش نوعی وقار و صداقت قابل احترام دیده می شد. کجا زندگی می کنید؟ » ونست کانتربری ??، جکسون، میسی سی پی» شغل شما چیست؟ » «من پزشكم.» «آیا مجوز کار در ایالت میسی سی پی دارید؟ »
«بله.)
از کی؟» از روز هشتم فوریه ????.»