نام کتاب: زمانی برای کشتن
انجام دادرسی در روز شنبه گرچه کمی غیر عادی بود اما به هیچ وجه رویدادی بی سابقه و خارق العاده محسوب نمی شد، على الخصوص که پرونده یک قتل عمد در حال بررسی بود و اعضای هیئت منصفه حق خروج از محل دادرسی و تماس با غیر را نداشتند. دست اندرکاران محاکمه هیلی مخالفتی با ادامه کار در روز شنبه نداشتند، چون این کار، پایان محاکمه را در یک روز به جلو می انداخت. مردم شهر هم از این بابت عصبانی نشدند. برعکس، شنبه روز تعطیل بود و آنها برای نخستین بار فرصت داشتند به عنوان تماشاچی در محاکمه شرکت کنند یا در صورتی که جای خالی در سالن دادگاه نصیبشان نمی شد با خیال راحت در میدان شهر به تماشای اوضاع بپردازند. کسی چه می دانست، شاید دوباره تیراندازی و زد و خوردی رخ می داد. هنوز ساعت هفت نشده بود که در کافه تریا غوغایی بپا شد. در ازای هر مشتری که یک صندلی خالی گیر می آورد، دو نفر مجبور بودند در پیاده رو منتظر بایستند. دهها فرد کنجکاو و بیکار جلوی دفتر جیک جمع شده و امیدوار بودند مردی را که دیروز قرار بود کشته شود، از نزدیک ببینند. گزافه گویانی بودند که با تبختر ادعا می کردند موکل این وکیل مشهور بوده اند.

صفحه 670 از 765