نام کتاب: زمانی برای کشتن
نوز که دوباره همان لباس قضاوت کهنه و مچاله شده ی قدیمی را پوشیده بود، با عجله به سمت صندلی قضاوت رفت و حاضرین را به جلوس دعوت نمود. سپس به اعضای هیئت منصفه سلام کرد و از آنها پرسید که آیا پس از جلسه ی دیروز اتفاق مهمی افتاده است یا خیر. آنگاه رو به دادستان کرد و پرسید: «آقای ماسگراو کجاست؟ » باکلی پاسخ داد: « ایشان بعدا می آیند. ولی دادستانی کاملا آماده است. » نوز گفت: « شاهد بعدی خود را احضار کنید. » کارشناس آسیب شناس اداره ی پزشکی قانونی وارد سالن شد. معمولا سرپرست بخش آسیب شناسی ادارهی پزشکی قانونی گرفتار تر از آن بود که شخصا در دادگاه حاضر شود و قاعدتا باید یکی از همکاران خود را برای شهادت در دادگاه و توضیح دقیق علت مرگ کاب و ویلارد به جلسه دادرسی می فرستاد. ولی این جلسه ، جلسه ی محاکمهی هیلی بود ، و او خود را موظف می دانست که شخصا در جایگاه شهود حاضر شود. او اظهار داشت که موضوع کاملا ساده است؛ جسد قربانیان بلافاصله پس از تیراندازی کشف شده و سلاح مربوطه هم در کنار جسد قربانیان قرار داشته است. تعداد گلوله هایی که به بدن کاپ و ویلارد اصابت کرد، برای کشتن چندین نفر کافی بود. ولی در هر حال و علی رغم روشن بودن ماجرا، دادستان ناحیه مصر بود که توضیحات آسیب شناختی دقیق و جامعی به دادگاه ارائه شود، و به همین دلیل، متخصص آسیب شناسی مجبور شد ساعتهای متمادی بر روی صندلی مخصوص شهود بنشیند و توضیحات مفصلی در مورد نمودارهای تشریحی و عکسهایی که در جریان کالبد شکافی از اجساد گرفته شده بود ارائه دهد. قبلا و در دفتر قاضی، جیک اظهار آمادگی کرده بود که علت مرگ را به همان نحوی که مورد نظر دادستان است ، پذیرفته و مفروض تلقی کند و لذا نیازی به صرف وقت در این مورد نمی دید. اما باکلی کاملا با این نظر مخالف بود: «خیر، آقا. عالیجناب ، اینجانب مایلم که اعضای هیئت منصفه از تمام جزئیات مطلع شوند. » جیک گفت: « وکیل مدافع تایید می کند که قربانیان به وسیله ی همان مسلسل ام - ?? که از طرف دادستان به عنوان مدرک به دادگاه ارائه شده و در صورتجلسه هم ذکر گردیده ، به قتل رسیده اند. » ولی باکلی با لجاجت تکرار کرد: « خیر، آقا. این حق من است که علت مرگ را در حضور دادگاه توضیح دهم.» | نوز با تعجب گفت: «ولی اصلا نیازی به این کار نیست. آقای بریگانس که به نظر شما در مورد علت مرگ اعتراضی ندارد. »

صفحه 645 از 765