بعد از نهار، دادستانی کلانتر اوزی والز را به جایگاه شهود فرا خواند. باکلی چند نقشه رنگی از طبقه اول و طبقه همکف ساختمان دادگاه همراه آورده و روی آنها مسیر حرکت قربانیان تا محل جرم را علامتگذاری کرده بود. کمی بعد، باکلی عکسهای بزرگی را به شاهد نشان داد که مربوط به محل افتادن اجساد کاب و ویلارد بر روی پله ها بود. این عکسها بسیار نفرت انگیز و چندش آور بود. جیک عسکهای زیادی از جسد مقتولین مختلف دیده بود. طبیعتا هیچ یک از این عکسها دیدنی و زیبا نبود، اما در بعضی موارد شكل جسد و جزئیات ثبت شده بر صفحه عکاسی چندان مشمئز کننده و چندش آور نبود. موردی را به خاطر داشت که مردی را با شلیک تیر به قلبش به قتل رسانده بودند. این مرد به نحوی کاملا طبیعی روی ایوان خانه افتاده بود. از خون خبری نبود، فقط یک سوراخ کوچک روی لباس و یک سوراخ هم در سینه مقتول دیده می شد. گویی آن مرد به خواب رفته و یا - مانند لوسین - در اثر مستی به حالت اغما فرو رفته است. در چنین عکسهایی هیچ جنبه جنجالی وجود ندارد، اما بسیاری از عکسهای مربوط به صحنه های قتل، بیننده را با جزئیات بسیار وحشتناکی روبرو می کنند: در و دیوار پر از لکه های خون، جمجمه های متلاشی شده، اعضای مقطوع و .. دادستان ناحیه در چنین فرصتهایی از عکسهای آگراندیسمان شده و بزرگی استفاده می کرد، با مهارت یک هنرپیشه حرفه ای صورتجلسه مربوطه را ضمیمه عکسها می نمود و درباره نفرت انگیز ترین جزئیات قتل، شهود را سوال پیچ می کرد. آنگاه و در خاتمه بازجویی از شهود، مودبانه از قاضی درخواست می کرد اجازه دهد عکسها را به اعضای هیئت منصفه نشان دهد، و قاضی هم هرگز این درخواست را رد نمی کرد. آنگاه باکلی و سایرین با دقت به چهره وحشت زده و مشمئز اعضای هیئت منصفه خیره می شدند. جیک در سالهای وکالت خود در دو مورد دیده بود که اعضای هیئت منصفه با دیدن عکسهای یک جسد مثله شده، استفراغ کرده بودند. چنین عکسهایی باعث ایجاد نفرت، پیشداوری و موضعگیری های غیر اصولی می شود. اما چه باید کرد، دادگاه عالی ایالتی حکم کرده است که نشان دادن عکس اجساد به اعضای هیئت منصفه مجاز است. در توضیح این حکم ادعا شده است که گویا این امر به هیئت منصفه امکان می دهد تصور دقیقی از چگونگی وقوع جنایت بدست آورد و به حقیقت واقعه نزدیکتر شود. نود سال است که دادگاههای ایالت میسی سی پی مکررا مجاز بودن نمایش چنین عکسهایی را تایید می کنند.