نام کتاب: زمانی برای کشتن
لطفا جلوی او را بگیرید و نگذارید این کار را بکند. نوز به هر دوی آنها گفت: آقایان، من از هر دوی شما میخواهم و توقع دارم که رفتارتان مانند وکلای حرفه ای باشد. دست از این بچه بازی ها بردارید. و جیک هم هر بار در پاسخ به نصیحت قاضی می گفت: بسیار متشکرم، عالیجناب. سپس چند دقیقه ای صبر می کرد و آنگاه دوباره باکلی را فرماندار خطاب می کرد.» « چرا جیک آن دو پیرزن را به گریه انداخت؟ » « این کار او یک تاکتیک بسیار عالی بود، هری رکس. او با این کار خود به هیئت منصفه، نوز، باکلی و سایر افراد حاضر در سالن دادگاه نشان داد که ابتکار عمل و نبض دادگاه در دست اوست و از هیچکس وحشتی ندارد. جیک با این کار برای اولین بار ضرب شست خود را نشان داد. با کلی اکنون چنان عصبی شده است که تا پایان محاکمه آرامش کامل خود را باز نخواهد یافت. نوز هم متوجه شده که جیک از او نمی ترسد و بنابراین از این پس احترام او را نگه خواهد داشت. البته اعضای هیئت منصفه در آن لحظه شوکه شده بودند، اما آنها هم اکنون دیگر کاملا هشیار و مواظبند و متوجه شده اند که در سالن دادگاه یک جنگ واقعی در جریان است. بله، این کار جیک واقعا یک مانور عالی بود.» « من هم با شما موافقم.» « کار جیک برای ما ضرری نداشت. باکلی با احضار آن دو پیرزن می خواست حس ترحم هیئت منصفه را برانگیزد، ولی جیک به اعضای هیئت یادآوری کرد که آقازاده های این دو پیرزن، دو جنایتکار بی رحم بوده اند.» « دو مادر بخطای پست فطرت!» « البته شاید چند نفر از اعضای هیئت منصفه دلخور شده اند... ولی حتما تا وقتی شاهد آخر احضار شود، آنها هم ناراحتی خود را فراموش می کنند.» | « کار جیک خیلی درست است، قبول داری؟» « جیک وکیل خوبی است. کارش عالی است. من وكیل بهتری در سن و سال او نمی شناسم.» « حالا صبر کن تا آخرین دفاع او را بشنوی. من چندبار نطقهای آخر او را گوش داده ام. جیک می تواند حتى جلادان حرفه ای را هم احساساتی کند و به گریه بیاندازد.»

صفحه 638 از 765