نام کتاب: زمانی برای کشتن
با کلی تریبون کوچک و قابل حمل دادگاه را برداشت و آن را درست جلوی نیمکت اعضای هیئت منصفه گذاشت و شروع به ورق زدن پرونده کرد. از سکوت کوتاهی که برقرار شد، لذت می برد. در این لحظات تمام چشمها متوجه او و تمام گوشها منتظر شنیدن سخنان او بود. باکلی قبل از هر چیز از اعضای هیئت منصفه به خاطر حضور در دادگاه، گذشت و فداکاری آنها و قبول وظیفه سنگین عضویت در هیئت منصفه، تشکر کرد. جیک با خود گفت: « انگار که در این مورد چاره دیگری هم داشته اند!» باکلی گفت که به وجود این هیئت منصفه افتخار می کند و از اینکه در چنین محاکمه مهمی با آنان همکاری می نماید خوشحال و سرفراز است. بار دیگر خود را به عنوان وکیل مردم و مدعی العموم معرفی کرد و تکرار نمود که نماینده ایالت میسی سی پی است. ریاکارانه ادعا کرد این مسئولیت بزرگ که اکنون بر دوش او، یعنی روفوس با کلی، این کارمند ساده اهل اسمیث فیلد سنگینی می کند، او را نگران و مشوش کرده است. سپس در مورد محاکمه سخن گفت و اظهار امیدواری نمود که به کمک خداوند بتواند وظیفه خود را در خدمت به مردم میسی سی پی به بهترین نحو انجام دهد. با کلی این خزعبلات را معمولا در تمام نطقهای افتتاحیه خود تکرار می کرد، اما نمایش او این بار بهتر از همیشه بود. سخنانش روان و لحن سخنش صادقانه بود. ولی جیک خوب می دانست که همه این حرفها مزخرف و یاوه است. روفوس چندین بار مطالبی گفت که جای اعتراض داشت و جیک هم خیلی دوست داشت در حضور هیئت منصفه مچ او را به عنوان یک متکبر یاوه گو باز کند، ولی تجربه نشان داده بود که نوز به هنگام ایراد سخنرانی افتتاحیه، معمولا - مگر در موارد نقض صریح نظامنامه محكمه - به اعتراضات طرف مقابل وقعی نمی گذارد و باکلی زرنگتر از آن بود که در مورد نقض نظامنامه دم به تله بدهد؛ حداقل در دور اول کار که هنوز کاملا هشیار و مواظب بود. جیک از این به اصطلاح صداقت ریاکارانه و دروغینی که با کلی به نمایش گذاشته بود و از این نطق و خطابه به ظاهر شورانگیز و هنرپیشه بازی ماهرانه روفوس نفرت داشت، چون این کارها در حضور هیئت منصفه انجام می گرفت و اعضای این هیئت، گاهی گول این نمایشهای ظاهر فریب را می خوردند. با کلی دادستان را یک مبارز شجاع در سنگر قانون و عدالت معرفی کرد و گفت که در نظر دارد جنایتکار دیو سیرتی را به خاطر جنایت کثیف و پلیدش برای همیشه به پشت میله های زندان بفرستد تا دیگر هرگز نتواند به جامعه و افراد شریفش زیانی وارد کند. باکلی با مهارت تمام توانست فورا در هیئت منصفه این توهم را ایجاد کند که او و دوازده عضو هیئت منصفه همرزم و همسنگر یکدیگرند و مشتركا علیه شر و فساد مبارزه می کنند. با کلی ادعا کرد که او و

صفحه 627 از 765