نام کتاب: زمانی برای کشتن
اطلاع دهید تا برای شما لباس، لوازم بهداشتی و آرایشی و سایر وسایل مورد نیازتان را تهیه کنند. هتل محل اقامت شما در خارج از شهر کلانتون قرار دارد و محل آن محرمانه خواهد ماند. آیا سوالی هست؟» دوازده زن و مرد عضو هیئت منصفه گیج و مردد بودند. روشن بود که از تجسم و تصور چندین روز دوری اجباری از خانه و محل کار ناراحت و نگرانند. حتما در دل به فرزندان خود، به کارهای معوقه در خانه و به مسائل شغلی می اندیشیدند. حتما از خود می پرسیدند: « چرا از میان آنهمه کاندیدا، قرعه به نام ما افتاد؟» وم نوز که دید همه ساکت مانده اند، با چکش روی میز زد و تماشاچیان به طرف در خروجی به راه افتادند. جین گیلسپی، نخستین عضو هیئت منصفه را به دفتر قاضی برد. خانم شماره یک، گوشی تلفن را برداشت و از شوهرش تقاضا کرد برایش لباس، لوازم بهداشتی و مسواک بیاورد. این خانم از جین پرسید: « مقصد کجاست؟» | « اجازه ندارم در این مورد چیزی بگویم.» خانم عضو هیئت منصفه به همسرش گفت: « سری است. نباید کسی چیزی بفهمد.» خانواده های اعضای هیئت منصفه تا ساعت هفت بعداز ظهر چمدانها و کیفهای مورد نیاز منتخبین را به دادگاه آوردند. آنگاه دوازده عضو هیئت منصفه سوار یک اتوبوس کرایه شدند که جلوی در پشتی ساختمان دادگاه پارک کرده بود. اتوبوس در حالی که چند ماشین پلیس و چند جیپ ارتشی آن را اسکورت می کرد، کلانتون را ترک گفت. استامپ سیسون غروب روز سه شنبه در اثر شدت جراحات وارده درگذشت. تلاش پزشکان بیمارستان ممفیس برای نجات جان او بی نتیجه ماند. بدن فربه فرمانده کوتاه قد سازمان کوکلوکس کلان به اندازه کافی ورزیده و مقام نبود و بر اثر عدم تحرک، تاب مقاومت در برابر فشارهای ناشی از سوختگی را نداشت. بدین ترتیب تعداد قربانیانی که مرگ آنها به نحوی با تجاوز به تونیا مرتبط بود، به چهار نفر رسید: کاب، ویلارد، باد تویتی و حالا هم استامپ سیسون. خبر مرگ سیسون کمی بعد به کلبه جنگلی که میعادگاه هر شب نژادپرستان بود، رسید. اعضای کلان پس از صرف ویسکی فراوان، با استناد به قانون « چشم در مقابل چشم و دندان در مقابل دندان » سوگند خوردند که انتقام رهبر فقید خود را بگیرند. کلان در روزهای اخیر پنج عضو جدید پذیرفته و به این ترتیب تعداد

صفحه 622 از 765