نام کتاب: زمانی برای کشتن
« عالی است. مدلی راضی بود؟ » « بله، فکر می کنم راضی بود. » « تو وکالت "کروگر" را در دادگاه به عهده گرفتی؟ » جیک سرش را پایین انداخت و گفت: «نه، " فردریکس " را به عنوان وکیل انتخاب کرد. محاکمه ماه آینده شروع می شود. » « باید پیش از آنکه تو را تنها بگذارم، با او حرف می زدم. » «کروگر مقصر است، مگر نه؟ » « بله، البته. هیچ فرقی نمی کند که چه کسی وکالت او را به عهده بگیرد؛ اکثر متهمین مقصرند، این را هیچوقت فراموش نکن. » لوسین به طرف در بالکن رفت و از شیشه به بیرون نگریست: « جیک برای ماه آینده چه برنامه ای داری؟ » « دوست دارم بمانم. شما چطور؟ شما چه برنامه ای دارید؟ » « تو وکیل خوبی هستی جیک. دوست دارم هینجا بمانی و به کار در این دفتر ادامه دهی، و اما راجع به خودم... اصلا نمی دانم. اول می خواستم در جزایر کارائیب جایی پیدا کنم و ساکن شوم. خب، آنجا برای گذراندن یک تعطیلات طولانی خیلی عالی است، اما بالاخره لحظه ای می رسد که حوصله ی آدم حسابی سر می رود و دیگر

صفحه 62 از 765