باکلی یک دسته کاغذ برداشت و هزار سوال مطرح کرد. پرسید که آیا کسی از مدعوین تا کنون به عنوان عضو هیئت منصفه انتخاب شده است یا نه. چندین دست به علامت تایید بلند شد. در چه محاکمه ای شرکت داشتید؟ مدنی یا جزایی؟ متهم مربوطه را تبرئه کردید یا محکوم نمودید؟ تاریخ انجام محاکمه را ذکر کنید. متهم مربوطه سفید پوست بود یا سیاهپوست؟ شخص قربانی چطور؟ سیاهپوست بود یا سفید پوست؟ آیا کسی از شما تاکنون در یک ماجرای جنایی درگیر شده است؟ دو دست به علامت تایید بلند شد. چه وقت؟ کجا؟ آیا مجرم دستگیر شد؟ آیا مجرم دستگیر شده محکوم هم گردید؟ آیا فرد مجرم سفید پوست بود یا سیاهپوست؟ آیا عضوی از خانواده شما یا کسی از خویشاوندان شما قربانی جنایتی شده است؟ باز هم چند دست بلند شد. چه وقت؟ کجا؟ چه بر سر مجرم آمد؟ آیا او را به محاکمه کشیدند؟ آیا محاکمه مجرم به محکومیت او منتهی شد؟ آیا کسی از دوستان یا خویشاوندان شما در دستگاه پلیس کار می کند؟ کی؟ کجا؟ جیک، الن و هری رکس دهها صفحه یادداشت برداشتند. باکلی سه ساعت تمام با دقت یک پزشک جراح که یک عمل جراحی بزرگی را تدارک می بیند، به معاینه مدعوین پرداخت. او در این کار، مهارت شغلی خود را ثابت کرد و معلوم شد که برای این بازجویی تدارک خوبی دیده است. باکلی چند سوال مطرح کرد که اصلا به فکر جیک نرسیده بود و بعلاوه عملا تمام نکاتی که وکیل مدافع می توانست یا باید مطرح می کرد را مورد بحث و بررسی قرار داد. با احتیاط و مهارت، مدعوین را ترغیب به بیان احساسات شخصی و عقاید و مواضع خود می کرد و در وقت مناسب، جمله طنز آمیز یا جوک بامزه ای می گفت و از این طریق کاندیداها را می خنداند، بر سر شوق می آورد و خستگی را از تن آنها بیرون می کرد. باکلی در اوج هنرنمایی بود و سالن دادگاه را کاملا مسخره خود کرده بود، که ناگهان نوز سخنان او را قطع کرد و با توجه به اینکه ساعت ? بعداز ظهر شده بود، ختم جلسه را اعلام نمود و گفت که دادستان در صورت تمایل می تواند فردا صبح بازجویی از مدعوین را ادامه دهد. قاضی ادامه جلسه را به ساعت ? روز سه شنبه موکول کرد. جمعیت حاضر در سالن بتدریج از در خروجی بیرون رفت و جیک هم مدتی با موکلش به گفتگو پرداخت. اوزی در همان نزدیکی ایستاده بود و دستبند کارل لی را در دست داشت. کارل لی پس از گفتگویی مختصر با جیک، جلوی خانواده اش زانو زد و همه آنها را در آغوش کشید و گفت: « فردا دوباره همدیگر را خواهیم د ید.» کلانتر، کارل لی را ابتدا به اتاقی هدایت کرد، سپس از پلکان پایین برد. در پای پلکان پشتی، چندین تن از معاونین کلانتر منتظر بودند تا متهم را به زندان برگردانند.