هری رکس لقمه اش را قورت داد و گفت: « به نظر من بهتر است قبول کنیم که کارل لی گناهکار است، هر چه زودتر گورمان را از اینجا گم کنیم و مثل سگ کتک خورده فرار را بر قرار ترجیح دهیم.» الن به کاردکسها نگاه کرد و گفت: «من خیلی هم بدبین نیستم. اوضاع می توانست بدتر از این باشد.» هری رکس خنده طعنه آمیزی سر داد: « بدتر از این؟! خب بله، اگر روی سه ردیف اول، اعضای کوکلوکس کلان با جبه و باشلق سفید نشسته بودند، اوضاع از این هم بدتر بود.» جیک گفت: « لطفا ساکت باش. هری رکس» | « فقط می خواستم کمکی کرده باشم. سیب زمینی سرخ کرده نمی خوری؟ » « نه. همه اش مال خودت. تمام سیب زمینی ها را بخور، اما به شرطی که ساکت بمانی.» الن گفت: « من فکر می کنم موضع ما نسبت به بعضی از این خانمها غلط است. فکر می کنم نظر لوسین درست تر است. زنها در مجموع تفاهم بیشتری دارند. هر چه باشد، این ما هستیم که مورد تجاوز قرار می گیریم.» | هری رکس گفت: « من در این مورد هیچ اظهار نظری نمی کنم.» جیک گفت: « متشکرم. آن خانمی که قبلا موکل تو بوده و مدعی هستی که فورا خواهش تو را اجابت خواهد کرد، کدامیک از این زنهاست؟» الن پوزخندی زد و گفت: « حتما خانم شماره بیست و هفت است. قد: یک متر و پنجاه و پنج سانتیمتر. وزن: دویست کیلو.» هری رکس دهانش را با دستمال کاغذی پاک کرد و گفت: » چقدر خوشمزه ای! خانم شماره هفتاد و چهار. در انتهای لیست جدید اسامی قرار دارد و به درد ما نمی خورد.»
***
راس ساعت دو، نوز با چکش روی میز زد و ادامه جلسه را اعلام کرد: « اکنون دادستان، بازجویی از کاندیداهای عضویت در هیئت منصفه را آغاز می کند.» روفوس باکلی، دادستان ناحیه و لا فزن بزرگ، آهسته از جا برخاست و خرامان به جلو آمد. پس از چند قدم، باز ایستاد و نگاه فکورانه اش را به تماشاچیان و کاندیداها دوخت. صدای خش خش مداد چهره پردازان را شنید و چند ثانیه برای آنها ژست گرفت. سپس به طرف اعضای بالقوه هیئت منصفه برگشت و لبخند صمیمانه ای به آنها هدیه داد و خود را به عنوان مدعی العموم و وکیل ملت به آنها معرفی کرد. گفت که موکل او، ایالت میسی سی پی است و اکنون نه سال است که با جان و دل از این موكل عزیز دفاع می کند و از این بابت صمیمانه از مردم فورد کانتی متشکر است. سپس با انگشت به مدعوین اشاره کرد و گفت: « شما در انتخابات،