الن گفت: « در بین پنجاه نفر اول، هشت مرد سیاهپوست، سه زن سیاهپوست و سی زن سفید پوست وجود دارد. علاوه بر اینها نه مرد سفید پوست را هم باید بحساب آورد که هیچ یک از آنها خوش قیافه نیست. از قرار معلوم، اعضای هیئت منصفه ما را تنها زنهای سفید پوست تشکیل خواهند داد.» هری رکس گفت: « زنهای سفید پوست! این بدترین هیئت منصفه ای است که می توان تصور کرد. زنهای سفید پوست! چه بدبختی بزرگی!» الن به او خیره شد و گفت: «من هیئت منصفه ای را که از مردهای چاق و فربه سفید پوست تشکیل شده باشد، بدترین هیئت منصفه می دانم.» « سوء تفاهم نشود، رو آرک. من زنهای سفید پوست را دوست دارم. خودم با چهار نفر از این زنهای سفید پوست ازدواج کردم. ولی وقتی روی صندلی هیئت منصفه می نشینند، از آنها متنفرم.» | « من هم سفید پوست هستم، ولی اگر عضو هیئت منصفه بودم، کارل لی هیلی را تبرئه می کردم.»| « شما یک زن انقلابی هستید، رو- آرک. اگر دنیا به میل شما بود، هیچکس محکوم نمی شد و هیچ حکم اعدامی اجرا نمی گردید. شما با آن احساسات ساده لوحانه ای که دارید، اگر می توانستید، حتی مرتکبین به اعمال منافی عفت با کودکان خردسال و تروریستهای دو آتشه را هم با این عذر و بهانه که آنها قربانی سیستم سیاسی و فرهنگی جامعه خود هستند، تبرئه می کردید.» « خب، حالا که شما اینقدر واقع بین تر، متمدنتر و عاقلتر هستید... اگر شما قاضی بودید، با این نوع افراد چه می کردید؟» « باید آنها را از پا آویزان کرد، اخته نمود و بعد هم به حال خود رها کرد تا آهسته به درک واصل شوند. آنهم بدون اینکه وقت خود را برای محاکمه آنها به هدر بدهیم.» « آیا این کار به نظر شما که حقوقدان هستید، با قاون اساسی در تضاد نیست؟ » « چرا هست. اما اگر از این نوع اقدامات بی رحمانه استفاده شود. خیلی زود از تعداد موارد تجاوز به کودکان خردسال و اعمال تروریستی کاسته خواهد شد. نمی خواهی چیزی بخوری، جیک؟» |
لطباد
« نه.» |
هری رکس در حالی که ساندویچ بعدی را باز می کرد، گفت: « نفر اول، یعنی کارلین مالون را باید حتما رد کنی. او عضو خانواده مالون است که در لیک ویلچ زندگی می کنند. از آن سفید پوستهای کثیف و پست و بدکاره اند.» « اگر به میل من بود، همه آنها را رد می کردم.» « بله، اوضاع واقعا خیلی خراب است.» بریگانس از آلن پرسید: « نظر شما چیست، رو - آرک؟»