نام کتاب: زمانی برای کشتن
جین دوباره گردونه را چرخاند. نوز داد زد: « نفر دوم، مارسیا دیکنز.» این زن هم سفید پوست و فربه بود، سنش از شصت سال هم می گذشت و چشمانی شرور و نگاهی خشن داشت؛ دو به صفر به نفع باکلی. « نفر سوم، جو بت میلز .» غم و نگرانی جیک باز هم اندکی افزایش یافت. میلز هم زنی سفید پوست و پنجاه ساله بود که در ازای دستمزدی بسیار اندک در یک کارخانه نساجی در کاراوی کار می کرد. رئیس او در کارخانه یک سیاهپوست احمق و عصبانی مزاح بود و جیک غیابا به او نمره صفر داده بود. این بار هم با کلی برنده شده بود. جیک نگاه ملتمسانه اش را به جین گلیسپی دوخت که دوباره مشغول چرخاندن گردونه بود. « نفر چهارم، ریبا بتس» باز هم یک زن. گردن جیک بیشتر خم شد و پیشانی اش از نگرانی پر از چین و چروک گردید. چهار به صفر به نفع دادستان، جیک خطاب به الن گفت: « باور نکردنی است.» هری رکس هم با تاسف سرش را تکان می داد. « نفر پنجم، جرالد آلت.» جیک با دیدن بهترین کاندیدش لبخندی زد. باکلی جلوی نام آلت بر روی فهرست اسامی علامتی گذاشت. « نفر پنجم، آلکس سامرس» کارل لی با دیدن اولین کاندیدای سیاهپوست، لبخند تلخی زد. سامرس از ته سالن به جلو آمد و پهلوی آلت نشست. با کلی پوزخندی زد و دور نام او دایره ای رسم کرد. ) چهار نفر بعدی، زنان سفید پوستی بودند که نمره هیچیک از آنها بر روی کاردکسهای جیک از سه تجاوز نمی کرد. وقتی نیمکت اول پر شد، نگرانی جیک بازهم افزوده گشت. بر اساس نص صریح قانون، او می توانست دوازده بار بدون ذکر دلیل از حق وتوی خود استفاده کند و از قبول دوازده نفر از مدعوین امتناع نماید؛ و در میان همین ده نفر اول، دست کم شش نفر وجود داشتند که جیک تحت هیچ شرایطی نمی توانست آنها را به عنوان عضو هیئت منصفه بپذیرد. نوز دوباره با صدای بلند اعلام کرد: « نفر یازدهم، والتر گودزی.» این مرد میانسال، یک مزرعه کشاورزی را در اجاره داشت و در وجودش هیچگونه حس همدردی و تفاهمی احساس نمی شد. بر روی نیمکت دوم علاوه بر گودزی، هفت زن سفید پوست و دو مرد سیاهپوست جا گرفتند. جیک احساس کرد که فاجعه ای در شرف تکوین است. اما وقتی نیمکت چهارم در حال پر شدن بود، بالاخره جیک توانست نفس راحتی بکشد و کمی احساس آرامش کند: جین پشت سر هم نام هفت مرد را از گردونه بیرون کشید که چهار نفر از آنها سیاهپوست بودند. قرعه کشی ترتیب نشستن مدعوین، حدود یک ساعت به طول انجامید. سپس نوز یک تنفس کوتاه پانزده

صفحه 607 از 765