نام کتاب: زمانی برای کشتن
« وکیل مدافع از حضور دادگاه تقاضا می کند مدعوین فعلی را مرخص در هیئت منصفه دعوت نماید.» « چرا؟ » « سازمان کوکلوکس کلان باعث رعب و وحشت مدعوین فعلی شده است. ما اطلاعات دقیقی در مورد حداقل بیست مورد سوزاندن صلیب در جلوی منازل مدعوین در دست داریم.» نوز گفت: « من تصمیم دارم وظیفه شرکت در هیئت منصفه را از این بیست نفر سلب کنم و آنها را مرخص نمایم. البته به شرطی که آنان اصولا به دادگاه آمده باشند.»| جیک با طعنه گفت: « چه خوب! پس تکلیف آن تهدیدهایی که به گوش ما نرسیده اند چه می شود؟ در مورد آن عده از مدعوین که ماجرای صلیبهای سوزان را شنیده و به صورت غیر مستقیم مرعوب شده اند، چه اقدامی خواهید کرد؟ » نوز چشمانش را مالید و ساکت ماند. باکلی شدیدا تلاش می کرد که آرام بماند و بالاخره هم توانست ساکت بنشیند و حرفی نزند. جیک در حالی که با دست روی یکی از پرونده ها می زد، گفت: « من در اینجا فهرست اسامی بیست نفر را که اعضای کلان آنان را مرعوب کرده اند در اختیار دارم. بعلاوه، گزارش تفصیلی پلیس و توضیحاتی که کلانتر والز به قید سوگند در مورد جزئیات عملیات ایجاد رعب و وحشت اظهار کرده است نیز در اختیار من است. من این مدارک را به عنوان دلایل و مستندات وکیل مدافع جهت حمایت از درخواست می کنم اظهارات اینجانب در صورتجلسه ثبت شود تا دادگاه عالی تمام مطالب را به صورت مکتوب در اختیار داشته باشد.»| باکلی پرسید: « یعنی فکر می کنید کار به دادگاه تجدید نظر می رسد، آقای بریگانس؟ » الن تازه با باکلی آشنا شده بود. ولی پس از همین چند ثانیه دقیقا فهمید که چرا جیک و هری رکس از او متنفرند. « نخیر. جناب فرماندار. فکر نمیکنم کار به دادگاه تجدید نظر برسد. تنها هدف من این است که موکلم به نحو عادلانه و بی طرفانه ای محاکمه شود و یک هیئت منصفه بی طرف و بری از پیشداوری در مورد او قضاوت کند. چرا این را نمی توانید درک کنید؟ » نوز گفت: « من مدعوین را مرخص نمی کنم، این کار یک هفته وقت ما را تلف می کند.» | « هنگامی که بحث بر سر جان یک انسان است، وقت چه ارزشی دارد؟ ما در اینجا در مورد انصاف و عدالت بحث می کنیم. محاکمه متهمین در محاکم عادل و منصف جزو حقوق بنیادی شهروندان است و این حق، در قانون اساسی هم ذکر شده است. پذیرش این کاندیداها از سوی شما – آنهم در حالی که خوب می دانید تعدادی

صفحه 605 از 765