نام کتاب: زمانی برای کشتن
با آغاز روز، ارتش دوباره به میدان آمد. سربازان دوباره سد معبرهایی ایجاد کردند و نگهبانان در چهار گوشه میدان در پشت سنگرهایی که با بشکه های نارنجی و سفید پر از شن ساخته بودند، به کشیک پرداختند. افراد گارد ملی عصبی به نظر می رسیدند. هر وسیله نقلیه ای را بدقت زیر نظر گرفته و منتظر حمله دشمن یا لااقل وقوع یک رویداد هیجان انگیز بودند. سرانجام، این خبرنگاران بودند که باعث نا آرامی مختصری شدند؛ خبرنگاران ساعت هفت و نیم با کامیون و ماشینهای مخصوص که علامت ایستگاههای مختلف تلویزیونی بر روی آنها نقش بسته بود، سر رسیدند. سربازان فورا آنها را محاصره کرده و به اطلاع آنها رساندند که در روزهای محاکمه حق ندارند ماشینهای خود را در نزدیکی ساختمان دادگاه پارک کنند. خبرنگاران در خیابانهای اطراف میدان ناپدید شدند و کمی بعد، پیاده و در حالی که دوربینها و وسایل خود را بر دوش می کشیدند، به میدان برگشتند. عده ای از آنها در جلوی پله های در اصلی دادگاه یک ستاد موقت درست کردند و دسته دیگر، در پشتی ساختمان را ترجیح دادند. گروه سوم در سراسری طبقه اول دادگاه گرد هم آمد. مورفی، سرایدار ساختمان و تنها شاهد قتل کاب و ویلارد، تته پته کنان به خبرنگاران اطلاع داد که درهای سالن راس ساعت ? – و نه یک دقیقه زودتر - باز خواهد شد. فورا در سرسرای دادگاه صف طویلی از مشتاقان ورود به سالن تشکیل شد. اتوبوسهای متعلق به کلیسای سیاهپوستان، کمی دورتر از میدان توقف کردند و کشیشها، راهپیمایان را از اتوبوس پیاده کرده و به خیابان جکسون هدایت نمودند. تظاهرکنندگان تابلوهایی با شعار «کارل لی آزاد باید گردد!» حمل می کردند و دسته جمعی سرود "We Shall Overcome‘‘ را می خواندند. وقتی سیاهپوستان به چمن اصلی میدان نزدیک شدند، سربازان متوجه آنها شدند و بی سیمهای ارتشی به کار افتاد. اوزی و سرهنگ گارد ملی با هم چند جمله ای رد و بلد کردند و سربازان دوباره نفسی به راحتی کشیدند. کلانتر تظاهرکنندگان را به قسمت جلوی میدان هدایت کرد و سیاهان در آنجا و در زیر نگاههای هشیارانه افراد گارد ملی میسی پی به دادن شعار و خواندن سرود پرداختند. راس ساعت هشت، یک دستگاه فلزیاب را جلوی در اصلی سالن دادگاه مستقر کردند و سه تن از معاونین مسلح کلانتر، بازرسی بدنی تماشاچیانی که در سرسرا و راهروها صف کشیده بودند را آغاز کردند. در داخل سالن، پراتر رفت و آمد مردم را کنترل می کرد و تماشاچیان را به نشست برروی نیمکتهای یک طرف سالن دعوت می نمود. صندلی های طرف دیگر سالن را برای مدعوین دادگاه، یعنی کاندیداهای عضویت در هیئت منصفه رزرو کرده بودند. ردیف اول برای اعضای خانواده متهم رزرو شده بود و ردیف دوم را نیز خیلی زود چهره پردازان و گرافیستها اشغال کردند. چهره پردازان فورا کاغذ و قلم بیرون آوردند و صندلی قاضی، محل جلوس اعضای هیئت منصفه و تصویر قهرمانان کنفدراسیون ایالات جنوبی را به تصویر کشیدند.

صفحه 598 از 765