نام کتاب: زمانی برای کشتن
جیک قاطعانه پاسخ داد: «نه! به هیچوجه.» هری رکس آخرین ساندویچ را از پاکت بیرون کشید و پرسید: « اولین کاری که امروز صبح انجام می گیرد چیست؟ » « بعد از طلوع آفتاب، همگی به دادگاه می رویم. راس ساعت نه، قاضی نوز چند کلمه ای خطاب به مدعوین ایراد خواهد کرد و بعد، کار معرفی کاندیداها و تعیین هیئت منصفه شروع می شود.» | الن سرش را بلند کرد و پرسید: «این کار چه مدتی طول می کشد؟» « دو یا سه روز. قانون ایالت میسی سی پی به ما اجازه می دهد که هر یک از کاندیداها را جداگانه به دفتر قاضی فرا بخوانیم و در آنجا بازجویی کنیم، و این کار وقت زیادی می طلبد.» « من کجا باید بنشینم و چکار باید بکنم؟» | هری رکس به جیک نگاهی کرد و گفت: «این حرف نشانگر تجربه زیاد رو - آرک است. دستیار تو راه دادگاه را بلد است یا نه؟ » بریگانس گفت: « شما نباید پشت میز وکلای مدافع بنشینید. فقط کارل لی در آنجا خواهد نشست.» الن دهانش را پاک کرد و گفت: « متوجه شدم. فقط شما و فرد متهم در محاصره نیروهای اهریمنی. وکیل مدافع شجاع در مصاف با عفریت مرگ.» « بله، تقریبا چیزی در همین حدود.» « پدر من هم گاهی از این تاکتیک استفاده می کند.» « خوشحالم که با سیاست من موافقید. شما پشت سر من کنار نرده ها خواهید نشست. من از نوز خواهش خواهم کرد که شما را هم در گفتگوهای غیر علنی شرکت دهد.» | هری رکس پرسید: « پس من چی؟» «نوز از تو خوشش نمی آید. او هرگز از تو خوشش نیامده. اگر تو را به دفترش ببرم، حتما سکته خواهد کرد.» « خیلی متشکرم.» الن گفت: « البته ما از کمکهای بی شائبه شما بسیار ممنونیم و امیدواریم که این کمکها همچنان ادامه یابد.» جیک به هری رکس گفت: «تو باید در نزدیکی میز منشی دادگاه حاضر باشی. مثل همیشه در آن اطراف پرسه بزن و در مورد کاندیداها یادداشت بردار. سعی کن اطلاعات روی کاردکسهای ما را با مدعوین مقایسه کنی. به احتمال زیاد حدود صد و بیست نفر در دادگاه حاضر خواهند شد.» « در خدمتگزاری حاضرم، قربان.»

صفحه 597 از 765