نام کتاب: زمانی برای کشتن
آن هم نه فقط در « فورد کانتی » - و به این ترتیب نام و شهرتی به هم زد. محبوبیت او در میان سیاهپوستان و سفید پوستان مستمند افزایش یافت. در میان همین اقشار بود که به موارد جالب و قابل توجهی از ضرب و جرح و قتل نیز بر خورد کرد؛ افزون بر این، موفق به برقراری چند مصالحه ی مهم و عقد چند توافق نامه میان طرفین دعوا شد. در آمد دفتر حقوقی ویلینکس - یعنی لوسین و اتل - بهتر از هر زمان دیگر بود. ولی لوسین نیازی به پول نداشت؛ او از مادر، ثروتمند زاده شده بود و هرگز به پول فکر نمی کرد. رسیدگی به حساب ها را به اتل واگذار کرده بود. | کار وکالت تنها دلمشغولی زندگی او شده بود، و از آنجا که زن و بچه نداشت تنها به کار فکر می کرد و بس. پانزده ساعت در روز و 7 روز در هفته با همه ی وجود به کار می پرداخت. چیز دیگری در زندگی برایش جالب نبود- به استثنای الكل. در سالهای آخر دهه ی شصت علاقه ی مفرطی به ویسکی پیدا کرد. در سالهای بعد، نوشیدن ویسکی جزئی از برنامه ی روزانه اش شد و در سال 1978 که جیک را استخدام کرد، دیگر معتاد به الکل شده بود. اما معتقد بود که مشروب خواری به کارش لطمه ای نمی زند؛ یاد گرفته بود که همزمان هم بنوشد و هم کار کند. سر لوسین غالبا گرم بود و در این حالت بیش از هر زمان دیگر خطرناک بود. ویسکی شرارت و پر خاشگری نهفته در ذات او را تقویت می کرد. در محضر دادگاه، سایر وکلای مدافع را تحقیر می کرد، به قضات توهین می نمود، به شهود ناسزا می گفت و در آخر از هیئت منصفه پوزش می خواست. از او می ترسیدند، چون معروف

صفحه 57 از 765