« از طرف دادستانی، " دکتر ویلبرت رودهیور " به عنوان روانپزشک متعهد شهادت خواهد داد او سالهاست که ریاست بیمارستان روانی وایت فیلد را بر عهده دارد و تاکنون صدها بار به عنوان کارشناس به دادگاه دعوت شده است. دربارهی او تحقیق کنید. می خواهم بدانم در توضیح کتبی آرا، چندبار از نظر کارشناسی این روانپزشک استفاده شده است. » « در تحقیقاتم بارها به نام او برخورد کرده ام. » « بسیار خوب. ولی ما تنها آن سری پرونده های مرجوعی به دادگاه عالی را می شناسیم که متهمین مربوطه محکوم شده و تقاضای تجدید نظر کردهاند. اما درباره مورد تبرئه گزارشی در دست نداریم، در صورتی که اتفاقا همین موارد تبرئه مورد نظر من هستند. » | « منظور شما از این کار چیست؟ » « فکر میکنم دکتر رودهیور خیلی بندرت حاضر است عدم بصیرت متهمین را تایید کند و حتی شاید هرگز چنین موردی را تایید نکرده باشد. به احتمال زیاد، رودهیور حتی در مواردی که هیچگونه تردیدی در بیماری روانی یا جنون متهمین وجود ندارد نیز آنها را کاملا سالم معرفی می کند. من قصد دارم در جریان بازجویی از او، چند مورد مثال بزنم که دادگاه علی رغم نظر وی مبنی بر سلامت روانی متهم، با استناد به فقدان بصیرت، حکم به برائت متهم داده است. » الن گفت: « پیدا کردن چنین مواردی خیلی مشکل است. » « میدانم. اما شما قادر به انجام این کار هستید، رو - آرک. من الان یک هفته است که شما را به هنگام کار زیر نظر دارم و مطمئنم که از عهده ی این وظیفه هم بر خواهید آمد. » « از این همه تقدیر و تمجید شما شرمنده ام، رئیس. » « به احتمال زیاد باید با بسیاری از وکلای دعاوی این ایالت تماس بگیرید و با وکلای جزایی که قبلا با رودهیور سر و کار داشته اند حرف بزنید. این تحقیقات قطعا آسان نخواهد بود، اما شک ندارم که شما به هر طریق، موفق به کسب اطلاعات خواهید شد. » « متشکرم، رئیس. حتما گزارش این کار را همین الساعه می خواهید. » « نه. فکر نکنم رودهیور در هفته ی آینده شهادت بدهد. بنابراین شما وقت کافی خواهید داشت. » « مرا حسابی گیج کردید، رئیس. یعنی نباید این کار با حداکثر سرعت و در حداقل زمان انجام گیرد؟ » « این گزارش البته خیلی مهم است، ولی گزاش مربوط به طرح ماجرای تجاوز به تونیا از اهمیت بیشتری برخوردار است. »
« بسیار خوب. »