نام کتاب: زمانی برای کشتن
مسلح فراری را به دام انداخته و او را به ضرب گلوله کشته بود، دادگاه این مرد را تبرئه کرده بود. اما این مورد با پرونده ی هیلی تفاوتهای اساسی داشت. جیک از الن تقاضای چنین گزارشی نکرده بود و از اینکه دستیارش وقت و توجه زیادی را صرف تهیه ی آن کرده بود، دلخور و عصبانی به نظر می رسید. اما از سوی دیگر می دانست که حالا تمام اطلاعات مورد نیاز خود را در اختیار دارد. دلگرم کننده ترین قسمت گزارش الن مربوط به دکتر دبلیو.تی. بیس بود. طی هفته ی گذشته، الن و دکتر بیس دو بار با هم ملاقات کرده و در مورد تمام جوانب قاعده ی « نیتن »، مذاکره و بحث کرده بودند. الن یک سند بیست و پنج صفحه ای تهیه کرده بود که در آن، تمام پرسشهایی که جیک باید مطرح می کرد و پاسخهای مناسبی که باید توسط دکتر بیس به دادگاه ارائه می شد، ذکر شده بود. این پرسش و پاسخ بسیار محکم و مستدل و از چنان پختگی ای برخوردار بود که جیک را شگفت زده نمود. خود او وقتی به سن کنونی الن بود، یک دانشجوی کاملا معمولی و متوسط محسوب می شد که بیشتر به ماجراهای احساساتی علاقه داشت تا به تحقیقات قضایی و حقوقی؛ اما دستیار او با آنکه دانشجوی سال سوم رشته ی حقوق بود، گزارشهایی می نوشت که از لحاظ کیفیت با کارهای حرفه ای برابری میکرد. الن پرسید: «خب، چکار کردید؟ » « اوضاع همان طوری بود که پیش بینی می کردم. نوز لج کرده است. محاکمه روز دوشنبه و همینجا شروع می شود و در لیست کاندیداهای هیئت منصفه هم تغییری داده نخواهد شد، بجز اینکه نوز آن بیست نفری را که با صلیب سوزان مرعوب شده اند، از فهرست کاندیداها حذف خواهد کرد. » « حتما نوز دیوانه شده است. » « الان مشغول چه کاری هستید؟ » « مشغول تهیه گزارشی هستم که موید موضع ما در مورد طرح جزییات ماجرای تجاوز در حضور هیئت منصفه است. تا اینجای کار که اوضاع بر وفق مراد است. » « کارتان کی تمام می شود؟ » « عجله دارید؟ » « حتی الامکان تا روز یکشنبه باید تمام مدارک را در اختیار داشته باشم. بعد از این کار یک وظیفهی دیگر و خیلی مشکل برای شما در نظر گرفته ام. » | الن کاغذ و قلمش را کناری گذاشت و سر تا پا گوش شد.

صفحه 568 از 765