نام کتاب: زمانی برای کشتن
نیست که برنامه بعدی آنها چه خواهد بود. انتخاب یک هیئت منصفه عادل و فاقد پیشداوری در فوردکانتی کاملا غیر ممکن است. » « منظور شما یک هیئت منصفهی سیاهپوست است، اینطور نیست؟ » « نه قربان، منظور من هیئت منصفه ای است که در مورد سرنوشت کارللی هنوز عقیده ثابت و مشخصی ندارد. این حق مسلم کارل لی هیلی است که در حضور یک هیئت منصفه عادل و بی نظر محاکمه شود هیئت منصفه ای که بدون پیشداوری در مورد محکومیت یا تبرئه او قضاوت کند. » نوز روی صندلی مخصوص خود نشست، عینکش را برداشت و نوک بینی دراز خود را خاراند. « و اما در مورد بیست زن و مردی که جلوی خانه ی آنها صلیب سوزانده اند ... ما می توانیم آنها را مرخص کنیم و از انتخاب آنها صرفنظر نماییم. » « این کار بی فایده است. تمام مردم کانتی از ماجرا مطلعند و یا در عرض چند ساعت آینده از موضوع باخبر خواهند شد. خودتان خوب می دانید این نوع خبرها با چه سرعتی پخش می شوند. من مطمئنم تمام مدعوین احساس خطر می کنند و مرعوب شده اند. » « در این صورت از افراد جدید دعوت خواهیم کرد. » جیک با خشونت گفت: «این کار کاملا بی معناست... » لجاجت او نور را عصبانی کرده بود: « ... تمام اعضای هیئت منصفه باید اهل فوردکانتی باشند و در اینجا همه می دانند که چه اتفاقی افتاده است. بعلاوه، شما چگونه می خواهید مانع شوید که اعضای کلان افراد منتخب شما را دوباره مرعوب نکنند؟ نه، این کار بی فایده است، شما چاره ای جر تغییر محل دادرسی ندارید. » قاضی در حالی که از هر کلمه اش طعنه میبارید، پاسخ داد: « مگر فکر میکنید افراد کلان در سایر قسمتهای این ایالت فعال نیستند؟ » « چرا، احتمالا کلان در جاهای دیگر هم راهپیمایی و تظاهرات راه خواهد انداخت، اما این امر هنوز قطعی نیست. ولی یک چیز کاملا مسلم و قطعی است: کلان در فورد کانتی فعال شده و تعدادی از کاندیداهای عضویت در هیئت منصفه را مرعوب کرده است. این واقعیتی است که نمی توان نادیده گرفت. اکنون سوالی که مطرح است، این است: شما چکار میکنید؟ » نوز با خونسردی گفت: « هیچ. » | هه هه « بله؟ »

صفحه 565 از 765