بخشی از ماترک ویلبنکس برای او شد. لوسین از خود بی خود شده بود. در برابر دادگاه نه تنها می بایست از حیثیت و نام خانواده ی ویلبنکس دفاع می کرد، بلکه مسئله حفظ ثروت پدری که میان او و خواهرش تقسیم شده بود نیز مطرح بود. در جلسات دادگاه، شباهت های عجیب میان لوسین و پسر چند سال جوانتر «اتل تویتی » نظر هیئت منصفه را به خود جلب کرد، چون این « برادر عقب افتاده » در حین
جلسات دادگاه تا آنجا که شرایط اجازه می داد، عملا نزدیک لوسین می نشست. وی
به ترغیب وکلای دفتر «سالیوان » در حضور دادگاه به تقلید از رفتار لوسین پرداخت،
با لحنی شبیه به او سخن می گفت و حتی مانند او لباس می پوشید. اتل و شوهرش هر گونه نسبت یا قرابت میان فرزند خود و جان ویلینکس را رد کردند، اما هیئت منصفه نظر دیگری داشت و یک سوم از ماترک ویلبنکس را به پسر «اتل » داد. لوسین از فرط خشم به هیئت منصفه ناسزا گفت و پسرک بدبخت را به باد مشت و لگد گرفت. سرانجام مامورین، لوسین را کشان کشان از سالن دادگاه بیرون بردند و به زندان انداختند. البته دادگاه تجدید نظر، حکم دادگاه بدوی را باطل نمود، اما لوسین همچنان نگران بروز مشکلات دیگری بود، چون هر آن این احتمال وجود داشت که اتل در اظهارات اولیه خود تجدید نظر کند. به همین دلیل بود که اتل شغل خود را در دفتر
حقوقی ویلبنکس حفظ کرد.
لوسین دفتر حقوقی خانواده خود را کاملا آگاهانه به ورشکستگی و اضمحلال کشانید، چون از همان اول هرگز قصد نداشت جای پدران خود را بگیرد و کار آنان را ادامه