نام کتاب: زمانی برای کشتن
لوسین لبخندی زد و گفت: « سیسکو را می توانیم با پول بخریم. » جیک پرسید : « یعنی چه؟ » « ما می توانیم این شخص را با پول تطمیع کنیم و بخریم. مگر این حرف به اندازه کافی روشن نیست؟ هری رکس با بد بینی پرسید : « شما این موضوع را از کجا می دانید؟ » « نام این آدم سیسکو است و همه ی اعضای خاندان سیسکو یک مشت شیاد و دغلبازند که در شرق فورد کانتی زندگی می کنند. تخصص آنها دزدی و سوء استفاده از شرکتهای بیمه است. هر سه سال یکبار خانه های خود را عمدا در آتش می سوزانند تا از شرکت بیمه پول کلاشی کنند. مگر بار اول است که نام آنها را می شنوید؟ » هری رکس جواب داد: «نه ، ولی شما از کجا می دانید که می توانیم او را با پول بخریم؟ » « چون قبلا هم یکبار اینکار را کرده ام. در مورد یک پرونده ی مدنی در حدود ده سال پیش، نام سیسکو در فهرست کاندیداهای هیئت منصفه ذکر شده بود و من به او حالی کردم که اگر دادگاه را ببرم، ده درصد مبلغ غرامتی را که دادگاه تعیین می کند، به او خواهم داد. با چنین پیشنهاداتی می توان سیسکو را خیلی زود قانع کرد. » جیک یادداشتهایش را روی میز گذاشت و چشمانش را مالید. می دانست لوسین حقیقت را می گوید، اما با این حال حاضر نبود موضوع را قبول کند. هری رکس بازهم پرسید: «خب ، بعد چی؟ » « سیسکو به عضویت هیئت منصفه انتخاب شد و این هیئت منصفه بیشترین غرامتی را که تا کنون در تاریخ فورد کانتی سابقه داشته، به تصویب رسانید. این مبلغ هنوز هم یک رکورد محسوب می شود. » جیک آهسته پرسید: « منظورتان " استابلفیلد " است؟ » « دقیقا. شکایت استابلفیلد علیه شرکت North Texas Pipeline در سپتامبر ????. مبلغ غرامت هشتاد هزار دلار بود که در دادگاه تجدید نظر هم تایید شد. » هری رکس پرسید: « سهم کلاید سیسکو را دادید؟ » لوسین یک جرعه سر کشید، با زبان لبهایش را لیسید و پاسخ داد: « هشتاد هزار دلار پول نقد به صورت اسکناسهای صد دلاری. با این پول یک خانه ی جدید خرید و بعدا خودش آن را آتش زد. » اکتاویج پرسید: « حق الوكاله ی خود شما چقدر بود؟ » « چهل درصد از مبلغ غرامت، منهای هشتاد هزار دلار. »

صفحه 548 از 765