جیک گفت: « نظر من هم همین است. ولی فکر نمی کنم چنین فرصتی نصیب ما بشود. باکلی حتما از حق وتوی خود برای دور کردن سیاهپوستان از جایگاه هیئت منصفه استفاده خواهد کرد؛ این را همه ی ما می دانیم. بنابراین باید بحث خود را روی سفید پوستها متمرکز کنیم.» | لوسین گفت: «زن! در محاکمات جزایی، عضویت زنها در هیئت منصفه همیشه به نفع وکیل مدافع متهم است. زنها احساس همدردی بیشتری دارند و بیشتر هم تفاهم نشان می دهند. زنها را انتخاب کن.» | هری رکس مخالف بود: «نه، استفاده از زنها در مورد این پرونده درست نیست. زنها نسبت به کسی که تفنگ بر می دارد و انسانی را به قتل می رساند، تفاهم و همدردی نشان نمی دهند. تو به تعدادی پدر نیاز داری، پدرهای جوان و پر احساسی که کار هیلی را درک می کنند و اگر بجای او بودند، همان کار را می کردند؛ بخصوص پدرهایی که دختر خردسال دارند. » لوسین پرسید: « از کی تا حالا تو متخصص انتخاب هیئت منصفه شده ای. من همیشه فکر می کرد تو یک وکیل بدجنس و پست فطرت و متخصص طلاق هستی.» « خب، درست است. من یک وکیل بدجنس و پست فطرت متخصص طلاق هستم، ولی در عین حال خوب می دانم که چطور باید یک هیئت منصفه ی به دردبخور تشکیل داد. » « و بعلاوه خوب هم می دانم که چطور می توان در محل مذاکرات هیئت منصفه، استراق سمع نمود. » «خب، که چی؟ » جیک دستش را بلند کرد و گفت: « خواهش می کنم، به اصل مطلب برگردیم. " ویكتور أنزل " چطور است؟ تو او را می شناسی ، إستان؟ » « بله، پیش ما حساب دارد. حدودا چهل ساله است ، همسر و سه چهار فرزند دارد. سفید پوست است. از شمال به اینجا آمده و رستوران کنار شاهراه مال اوست. مشتریان او عمدتا راننده کامیون هستند. تقریبا پنج سال است که در اینجا سکونت اختیار کرده. » لوسین گفت: «آدم مناسبی نیست. اگر اهل شمال است، مثل ما فکر نمی کند. به احتمال زیاد طرفدار ایجاد محدودیت شدید در قانون حمل آزادانه ی سلاح گرم و اینجور مسائل است. من در دادرسی های جزایی از یانکی ها خوشم نمی آید. باید در میسی سی پی قانونی به تصویب برسانیم که از عضویت یانکی ها در هیئتهای منصفه ی ایالت جلوگیری کند - بدون توجه به این که از چند سال پیش ساکن اینجا هستند. » جیک گفت: « بسیار متشکرم. » هری رکس گفت: « به نظرم آدم مناسبی است. »