نام کتاب: زمانی برای کشتن
هری رکس گفت: « این مراسم به " نگهبانی شب زنده داران " معروف است. شرکت کنندگان در این مراسم سوگند یاد کرده اند که تا روز آزادی کارل لی، هر شب، با شمع دور ساختمان دادگاه پیاده روی کنند. » « ولی شاید این پیاده روی شبانه، خیلی خیلی طول بکشد. منظورم این است که شاید این بدبختها مجبور شوند آنقدر پیاده روی کنند تا از فرط خستگی بمیرند. یعنی منظورم این است که راهپیمایی آنها دوازده یا پانزده سال طول بکشد که احتمالا یک رکورد جدید خواهد بود؛ و در آخر کار، حتما تا پشت ماتحتشان پر از موم شمع خواهد بود. سلام رو - آرک. » الن پشت میز کوچکی که زیر عکس ویلیام فالکنر قرار داشت، نشسته بود و به یکی از کپی های فهرست اسامی که بر روی آن توضیحات زیادی نوشته بودند، نگاه می کرد. با شنیدن نام خود سرش را بلند کرد، به لوسین نگریست و لبخد زد. ویلینکس گفت: « من برای شما احترام زیادی قائلم، رو - آرک. من شما را یک زن آزاد و دارای حقوق مساوی با مردان می دانم. من به حق شما دایر بر گرفتن دستمزد برابر در ازای کار برابر، معتقدم. من به حق شما دایر بر اجازه ی سقط جنین - در صورتی که نخواهید فرزندی به دنیا آورید – هم معتقدم. بله، من به تمام این حقوق احمقانه و بی معنی معتقدم، واقعا. شما زن هستید و به عنوان یک زن مترقی قطعا مایل نیستید تنها به صرف تفاوت جنسیت از امتیاز خاصی برخوردار شوید. همه باید با شما درست مانند یک مرد رفتار کنند. » لوسین از جیب کتش چند اسکناس بیرون آورد و گفت: «از آنجا که شما در اینجا به عنوان دستیار حضور دارید و از نظر من با مردها هیچ تفاوتی ندارید، پیشنهاد می کنم همین الان راه بیفتید و برای ما نوشیدنی بخرید. » جیک گفت: « نه. » « خفه شو. » اکتاویج گفت: « چه جلسه جالبی! » جیک پاهایش را روی میز تحریر دراز کرد ، پکی به سیگارش زد و گفت: « بسیار خوب، اول در مورد بهترین هیئت منصفه ای که قابل تصور است، بحث می کنیم. » لوسین گفت: «سیاه. اعضای این هیئت منصفه ی فرضی باید سیاهپوست باشند. » هری رکس هم تایید کرد: « هر چه سیاهتر بهتر.»

صفحه 544 از 765