« نه، متشکرم لوسین. غذا بسیار خوشمزه بود و من از مصاحبت شما لذت بردم. ولی حالا باید به آکسفورد برگردم. » همگی از جا برخاستند و الن خانه را ترک گفت. جیک طبق معمول دعوت لوسین را به خوردن مشروب در ایران رد کرد و به اتاق خودش رفت. به کارلا قول داده بود که در خانه ی خودشان نخوابد. به همسرش تلفن کرد و اطلاع یافت که حال کارلا و هانا خوب است و فقط نگران او هستند. جیک در مورد زخمی شدن " باد " چیزی به کارلا نگفت.