نام کتاب: زمانی برای کشتن
لیلا گفت : « یک درصد. » « این خیلی خوبه. چون من باید زمینم را بکارم و فرصت شرکت در محاکمه را ندارم. » تیرس دوباره تاکید کرد که: «ما در هیئت منصفه به تو احتیاج داریم. » سپس دقیقه ای در مورد سیاست محلی گپ زدند و از رویس جدید شورای کانتی به خاطر عدم توجه به وضعیت جاده ها انتقاد کردند. افراد خانواده ی پریمن عادت داشتند که با تاریک شدن هوا به رختخواب بروند، بنابرای تیرس خداحافظی کرد و به خانه رفت. به خانه که رسید به آشپزخانه رفت، برای خود فنجانی قهوره ریخت و به لیست کاندیداها نظری افکند. دوست عزیزش روفوس باید به او افتخار می کرد. بر روی فهرستی که ویل به او داده بود، شش اسم علامت گذاری کرده بود. ویل به ملاقات این افراد رفته بود، و اکنون می دانست که اگر آنها انتخاب شوند، به نفع دادستانی رای خواهند داد. روفوس می توانست مطمئن باشد که این افراد از جان و دل حاضرند به دفاع از نظم و قانون در کانتی می باشند. البته دو نفر از این شش نفر در ابتدا با سردی و اکراه با او مواجه شده بودند، اما تیرس وظایف دادگستری و لزوم اطاعت از قوانین را برای آنها توضیح داده بود و آنها در پی این توضیحات موافقت خود را با محکوم کردن متهم اعلام کرده بودند. | بله، روفوس واقعا می توانست به او افتخار کند. روفوس به او قول داده بود که از تعقیب قانونی برادر زاده اش «جیسون تیرس » به اتهام فروش مواد مخدر، صرفنظر خواهد کرد. * * * جیک یک تکه از گوشت کبابش را کند و آن را همراه با مقداری لوبیا سیاه به دهان گذاشت. الن که در آن سوی میز نشسته بود و به او نگاه می کرد، کار وی را دقیقا تقلید نمود. لوسین که دورتر نشسته بود ، توجهی به ظرف غذا نداشت، کم کم ویسکی می خورد و فهرست اسامی کاندیداها را ورق می زد و در مورد نامهای آشنا توضیحاتی می داد. اکثر نامها را نمی شناخت، ولی باز هم از رو نمی رفت و در مورد آنها توضیح می داد. الن به این کار لوسین پوزخند می زد و چند بار به جیک چشمک زد. بالاخره لوسین فهرست را روی میز انداخت و بشقابش را پس زد. لوسین داد زد: «سالی! » و سپس خطاب به الن گفت: «آیا می دانید که در اینجا، یعنی در فورد کانتی، چند نفر عضو جنبش دفاع از حقوق مدنی وجود دارد؟ » الن گفت: « حتما دست کم هشتاد درصد کانتی عضو هستند. »

صفحه 536 از 765