نام کتاب: زمانی برای کشتن
را مخفی کرده و منتظر آنها نشسته بود. کشتن آن دو نفر قتل عمد و با نقشه قبلی بوده است، و نه چیز دیگر. » لیلا پرسید: «و اگر کسی به دختر شما تجاوز کند، شما چکار خواهید کرد؟ » « من اتخاذ تصمیم درباره ی مجرمین و اجرای احکام را به عهده ی دادگاه می گذارم. ما در اینجا وقتی کسی را - بخصوص کاکاسیاهها را - به اتهام تجاوز به عنف دستگیر می کنیم، آنها را به زندان می اندازیم. زندان پارچمن پر از مجرمینی است که به جرم تجاوز، باقیمانده ی عمرشان را در پشت میله های زندان می گذرانند. اینجا نیویورک یا کالیفورنیا نیست که جنایتکاران را همینطوری آزاد کنند. دستگاه قضایی ما هنوز سالم و قاطع است و قاضی نوز پیر، جنایتکاران را به مجازاتهای سخت محکوم می کند. این دادگاه است که باید تحت تعقیب و مجازات مجرمین را به عهده بگیرد. اگر اجازه دهیم که عده ای - و بخصوص کاکا سیاهها - شخصا اجرای قانون را به عهده بگیرند، دستگاه قضایی ما از هم پاشیده خواهد شد، و حتی تصور این وضع خون مرا به جوش می آورد. فرض کنید این کاکا سیاه تبرئه شود و به عنوان یک فرد آزاد دادگاه را ترک کند، در این صورت همه از ماجرا مطلع می شوند و کاکا سیاهها سر به شورش بر می دارند. آنوقت دیگر خدا نکند کسی اشتباها پایش را روی پای یک کاکاسیاه بگذارد، چون طرف فورا تفنگش را برمی دارد و شروع به تیراندازی می کند و بعد هم ادعا می کند که در لحظه ی شلیک تیر، حاکم بر مشاعر خویش نبوده است. این، خطرناکترین جنبه در محاکمه ی هیلی است. » جو فرانک با حرکت سر حرفهای ویل را تایید کرد: « باید مواظب کاکاسیاهها باشیم و آنها را کنترل کنیم.» « نظر من هم همین است. اگر هیلی تبرئه شود، دیگر امنیت نخواهیم داشت. در آن صورت هر کاکا سیاهی یک اسلحه بر می دارد و دست به ماشه می برد. » جو فرانک گفت: « تا به حال به این مورد فکر نکرده بودم. » « امیدوارم که اگر عضو هیئت منصفه شدی، تصمیم درستی اتخاذ کنی. ما هیئت منصفه ای لازم داریم که اعضای آن عاقل و مال اندیش باشند. » « حالا چرا از میان این همه آدم ، برای من دعوتنامه فرستاده اند؟ » « تا آنجا که من می دانم ، یکصد و پنجاه دعوتنامه ارسال شده است، و انتظار می رود که دوشنبه صبح حدود یکصد کاندیدای عضویت در هیئت منصفه، در سالن دادگاه حاضر شوند. » « پس شانس انتخاب شدم من در هیئت منصفه دادگاه چقدر است؟ »

صفحه 535 از 765