نام کتاب: زمانی برای کشتن
بعلاوه باید تلفنهای ناشناس را هم به حساب آورد. من مطمئنم که کوکلوکس کلان مسبب همه ی این کارهاست؛ و از این گذشته، ما یک خبر چین هم داریم.» | « شوخی می کنید. » اوزی گفت: «نه، جدی می گویم. ما یک خبر چین داریم، اسم خودش را میکی موس گذاشته است. روز یکشنبه در منزل به من زنگ زد و گفت که شما زندگی خود را مدیون او هستید. از شما با عنوان "وكیل کاکاسیاهها " نام برد و تذکر داد که اخیرا در فورد کانتی یک گروه محلی کوکلوکس کلان تاسیس شده است. » « چه کسی عضو این گروه است؟ » « درباره ی جزییات چیزی نگفت. می گفت فقط وقتی به ما زنگ می زند که جان انسانها در خطر باشد.» « چه خوب. آیا قابل اعتماد هست؟ » « به هر حال ، جان شما را نجات داده است. » « بله ، درست است. خودش هم عضو کلان است؟ » « در این مورد حرفی نزده؛ ولی اطلاع داده روز پنج شنبه قرار است تظاهراتی انجام گیرد. » «کوکلوکس قصد تظاهرات دارد؟ » « بله، اعضای سازمان NAACP قرار است فردا جلوی ساختمان دادگاه تجمع کنند و بعد از آن، سیاهوستان راهپیمایی خواهند کرد. کلان هم اعلام کرده است که روز پنج شنبه یک تظاهرت آرام انجام خواهد داد. » « چند نفر در این تظاهرات شرکت می کنند؟ » « متاسفانه میکی موس در این مورد چیزی نگفت. همانطور که گفتم، او به جزییات نمی پردازد. » « کوکلوکس کلان در کلانتون تظاهرات می کند؟ اصلا باور کردنی نیست. » الن گفت: «از قرار معلوم ، مشکلاتی در پیش است. » اوزی گفت: « بله ، مشکلات زیادی در پیش است. من از فرماندار خواسته ام پلیس ایالتی را به حالت آماده باش در آورد. هفته ی پرماجرا و پردردسری در انتظار ماست. » جیک با تاسف و ناباوری سر تکان داد و گفت: «و آنوقت نوز می خواهد محاکمه را در این شهر برگزار کند. »

صفحه 532 از 765