نام کتاب: زمانی برای کشتن
بریگانس گفت: « صبح بخیر، رو - آرک. اجازه بدهید یکی از دوستان خوبم را به شما معرفی کنم. هری رکس وانر.» هری رکس با الن دست داد و به پیراهنش خیره شد: « از آشنایی با شما خوشوقتم. اسم کوچک شما چیست؟ » « الن.» جیک گفت: «رو- آرک کافی است. ایشان تا پایان محاکمه دستیار من خواهند بود.» « هری رکس هم وکیل دعاوی است. از آن وکلای محلی است که اصلا نباید به او اعتماد کنید، رو - آرک.» هری رکس خیلی بی پرده و صریح پرسید: « جیک، یک دستیار مونث به چه دردت می خورد؟» « رو - آرک نابغه حقوق جزایی است، مثل اکثر دانشجویان سال سوم رشته حقوق بسیار با استعداد است. بعلاوه برایم هیچ هزینه ای هم ندارد.» الن پرسید: « شما مخالف زنها هستید، آقا؟» « نه، سرکار خانم. خیلی هم زنها را دوست دارم. با چهار نفر از آنها ازدواج کردم.» جیک خطاب به الن گفت: «هری رکس پست فطرت ترین و موذی ترین وکیل متخصص طلاق در فورد کانتی است؛ یا بهتر است بگویم که او پست فطرت ترین و موذی ترین وکیلی است که اصولا وجود دارد... خب، یعنی حالا که بیشتر فکر می کنم، می بینم که اصلا او پست فطرت ترین و موذی ترین مرد دنیاست.» وانر گفت: «خیلی از لطف شما متشکرم.» الن به کفشهای بزرگ و کثیف و کهنه هری رکس، به جورابهایش که تا روی قوزک پا پایین رفته بودند، به شلوار خاکی رنگ و پر از لک و پیس او، به کراوات براق و صورتی رنگش که نوک آن ده سانتیمتر با کمربندش فاصله داشت نگاه کرد و بالاخره گفت: « به نظرم مرد بامزه ای است.» هری رکس گفت: « شاید شما را به عنوان زن پنجم عقد کردم.» جیک به این شوخی های بی مزه خاتمه داد: « مواظب حرف زدن خودتان باشید. از وقتی لوسین از اینجا رفته، کسی از این حرفها در این دفتر نزده.» هری رکس گفت: « با رفتن لوسین، خیلی چیزها تغییر کرده.» « لوسین کیست؟» جیک و هری رکس نگاهی رد و بدل کردند. بریگانس گفت: «بزودی با او آشنا خواهید شد.»

صفحه 519 از 765