نام کتاب: زمانی برای کشتن
ساختمان بانک مجاور دفتر جیک هم دو طبقه داشت و خاندان ویلبنکس آن را ساخته بود؛ اما ساختمان بانکی که در گوشه ی جنوب شرقی میدان قرار داشت سه طبقه بود و بانک جدیدی که به تازگی در ضلع جنوب غربی میدان ساخته بودند، چهار طبقه داشت. جیک از سال 1979 به تنهایی کار می کرد. از ایفای نقش یک وکیل دعاوی تکرو خوشش می آمد و به علاوه در کلانتون وکیلی را نمی شناخت که از نظر توانایی شغلی ارزش همکاری با او را به عنوان شریک داشته باشد. البته چند تایی وکیل خوب در شهر وجود داشت، اما اکثر آنها عضو دفتر حقوقی «سالیوان » بودند و در ساختمان چهار طبقه ی بانک کار می کردند. جیک از این دار و دسته نفرت داشت. همه ی همکاران جیک از دفتر حقوقی « سالیوان » نفرت داشتند، تنها استثنا در این مورد خود وکلای عضو دفتر سالیوان بودند. تعداد این وکلا 8 نفر بود- هشت احمق متکبر و خود نما و از خود راضی که دائما تحصیلات دانشگاهی خود را در «هاروارد » به رخ مردم می کشیدند و همیشه وكالت زمینداران بزرگ، بانکها، شرکتهای بیمه، شرکت راه آهن و خلاصه جیبهای پر پول را تقبل می نمودند. چهارده وکیل باقی مانده مجبور بودند به الباقی راضی باشند. مشاوره و دفاع حقوقی آنها شامل مردم معمولی شهر می شد که پول چندانی نداشتند. گاهی آنها را به شوخی « وکلای دوره گرد » می نامیدند - مدافعین حقوق قانونی مردم در سنگر

صفحه 51 از 765