نام کتاب: زمانی برای کشتن
«حتما عضو یکی از تندروترین آنها هستید، اینطور نیست؟» بله، درست است.» پس همین الان اخراجید.»| من از شانزده سالگی عضو هستم.» چرا اینقدر دیر؟ حتما آخرین نفر کلاس بودید که در خواست عضویت کردید.» «هیچ احترامی برای حقوق مدنی مردم تحت ستم قائل نیستید؟» | اوه چرا، من برای حقوق مدنی احترام زیادی قائلم، ولی از قضاتی که به میل خود این قوانین را تفسیر می کنند متنفرم. حالا غذایتان را بخورید.» هر دو در سکوت کامل و در حالی که زیر چشمی یکدیگر را ورانداز می نمودند، غذایشان را تمام کردند. جیک قهوه و دو آسپرین دیگر سفارش داد. الن پرسید: « ما چطور می توانیم در این محاکمه موفق بشویم؟» «ما؟ » مگر با شما کار نمی کنم؟» «چرا، ولی فراموش نکنید که من رئیسم و شما دستیار من هستید.» «البته، جناب رئیس، قصد دارید از چه استراتژی استفاده کنید؟» نظر شما در مورد این پرونده چیست؟ » «خب، تا آنجا که می دانم موکل شما با کمال آرامش و دقت نقشه ی قتل آن دو نفر را طراحی کرده و آنها را شش روز پس از تجاوز به دخترش کشته است. بنابراین کار او یک واکنش احساسی و کنترل نشده نبوده است.» درست است.» در این صورت امکان دفاع از موکل وجود ندارد. بهتر است موکل شما گناه را به گردن بگیرد تا شاید شما بتوانید برایش تخفیفی بگیرید و دادگاه به جای اعدام د راتاق گاز، او را به حبس ابد محکوم کند.» عجب روحیه ی امید وار و مبارزه جویی دارید!» «شوخی کردم. تنها راه حل، استفاده از عذر قانونی عدم بصیرت متهم در لحظه ی ارتکاب جرم است، ولی اثبات این موضوع بسیار مشکل خواهد بود.»

صفحه 509 از 765