« متوجه نشدم، منظورتان چیست؟» لهجه ی مردم شمال شرق آمریکا را داشت، اما معلوم بود که چند سالی هم در جنوب زندگی کرده است. « اسمتان را می گویم، روارک تلفظ می شود یا رو - آرک؟» « در بوستون رورک تلفظ می شود و در میسی سی پی رو - آرک.» « اگر فقط به شما "الن" بگویم، ناراحت می شوید؟ » «نه، اصلا، ولی با دو سیلاب و تشدید روی لام. اجازه می دهید شما را جیک خطاب کنم؟» «بله.» « خوب شد، چون اصلا حوصله ندارم شما را "آقای بریگانس" صدا کنم.» |
اهل بوستون هستید، نه؟»
« آنجا متولد شدم و در کالج بوستون هم درس خواندم. پدرم" شلدون روارک " است که یکی از وکلای دعاوی سرشناس بستون محسوب می شود. » « متاسفانه من اسمش را نشنیدم. برای چه منظوری به میسی سی پی آمدید؟» « در ال میس دانشجو هستم.» « خدای بزرگ! گرا بستون را ول کردید و آمدید ال میس؟» « مادرم اهل "ناچز" است. در جوانی عضو سازمان دانشجویان دختر دانشگاه ال میس بود و بعد به نیویورک رفت و با پدرم آشنا شد.» « من هم با یکی از اعضای همین سازمان دانشجویی ازدواج کردم.» «خب، آنجا دختر زیاد است.»| « قهوه میل دارید؟» | «نه ، متشکرم.» | بسیار خب، حالا که همدیگر را شناختیم، به من بگویید که آمدید کلانتون چه کار کنید؟ » به خاطر کارل لی هیلی به اینجا آمده ام.» «حدس می زدم.»