نام کتاب: زمانی برای کشتن
«اصلا تعجبی ندارد که متوجه نمی شوی.» می توانید بیشتر توضیح دهید؟ » البته که می توانم، اما به شرطی که در این مورد با هیچکس حرف نزنی. این خبر کاملا محرمانه است و از یک منبع موثق رسیده.» این منبع کیست؟» «متاسفم.» جیک دوباره با اصرار پرسید: «منابع شما کجا هستند؟ » این را هرگز به تو نخواهم گفت. قبول کن و به شنیدن اخبار راضی باش. قبول است؟ » «باکلی چطور می تواند نوز را زیر فشار بگذارد؟ » اگر کمی گوش بدهی، بهت خواهم گفت.» «باکلی به هیچ وجه نمی تواند نوز را زیر فشار بگذارد. قاضی از او منتفر است. خود او امروز ظهر این مطلب را به من گفت.» | را در امور ادا ری «ساکت میشوی یا نه؟ اگر دهانت را ببندی، همه چیز را برایت توضیح می دهم.» جیک نوشابه اش را تمام کرد و سالی را صدا زد. خودت که میدانی باکلی چه جانور بی رحمی است. او در عرصه ی سیاست برای خود خوابهای طلایی دیده است و می خواهد کاره ای بشود.» | جیک به نشانه ی تایید سری تکان داد. این را هم می دانی که باکلی میخواهد در این محاکمه به هر قیمتی که شده، پیروز شود. سخت امیدوار است که پیروزی در این محاکمه او را به مقام دادستانی کل برساند.»

صفحه 490 از 765